-
همیشه متفاوت بودن دلیل اشتباه بودن نیست و برعکس !
یکشنبه 2 خردادماه سال 1400 00:34
-
یک عکس کوچک تا خورده
یکشنبه 2 خردادماه سال 1400 00:11
یک عکس کوچک تا خورده از مردی که پیراهنش هنوز روشن است چند شعر عاشقانه کوتاه از شماره ای که همیشه خاموش است و یک جفت چشم که هر شب تا صبح به این هر دو خیره مانده است... نگهبان شب کارخانه ای ورشکسته ام گاهی آرزو می کنم دزدی بیاید به جای دست ها و دهانم چشم هایم را ببندد. لیلا کردبچه
-
خدا خدای خوب و کمی ناصبور
یکشنبه 2 خردادماه سال 1400 00:10
خدا خدای خوب و کمی ناصبور که تا به حال چندین بار زیر گوشم زده ای آیا وقت آن نرسیده ترک دوچرخه ات بنشینم تا مزرعه آفتابگردان ها کمی برای دل من رکاب بزنی؟! ریحانه جهانی
-
انتظار
شنبه 1 خردادماه سال 1400 00:08
-
عشق پیش نیاز خلقت هر چیزی است.
شنبه 1 خردادماه سال 1400 00:07
عشق پیش نیاز خلقت هر چیزی است. با پایبندیِ عاشقانه به چیزی که هنوز وجود ندارد، خلقش خواهیم کرد ناموجود ، چیزی است که هنوز عاشقانه تمنایش نکرده ایم
-
چرا تا شکفتم
شنبه 1 خردادماه سال 1400 00:06
چرا تا شکفتم چرا تا تو را داغ بودم ، نگفتم چرا بی هوا سرد شد باد چرا از ذهن حرفهای من افتاد قیصر_امین_پور
-
یارب بریز شهد عبادت به کام ما
شنبه 1 خردادماه سال 1400 00:05
یارب بریز شهد عبادت به کام ما ما را ز ما مگیر به وقت قیام ما تکبیر چون کنیم مجال سوی مده در دیدة بصیرت والا مقام ما وقت رکوع مستی ما را زیاده کن درسجدهساز ، ذروة اعلی مقام ما فیض است و ذوق بندگی و عشق و معرفت خالی مباد یک دم از این شهد کام ما چون بندگی نباشد از زندگی چه سود ؟ از باده چون تهی است ، چه حاصل ز جام ما ؟...
-
اگر ابدیت را بیزمانی معنا کنیم
شنبه 1 خردادماه سال 1400 00:05
اگر ابدیت را بیزمانی معنا کنیم نه مدت زمانی نامحدود، آنگاه زندگی ابدی متعلق به کسانی است که در حال زندگی میکنند.
-
همه تو آینده ت نیستند..
شنبه 1 خردادماه سال 1400 00:04
-
پشت هر پنجره
شنبه 1 خردادماه سال 1400 00:03
پشت هر پنجره شعریست به سوی تو بگذار اتاق از نور لبریز شود بگذار مهتاب شبانه به دیدارت بیاید پنجره را باز کن بگذار آفتاب بی هیچ واسطه ای تورا لمس کند خورشید هرگز نمی خوابد میتراپرنیان
-
تو شبی در انتظاری ننشستهای چه دانی
جمعه 31 اردیبهشتماه سال 1400 01:33
-
چشمهای بی دریغ روشنی را
جمعه 31 اردیبهشتماه سال 1400 01:31
چشمهای بی دریغ روشنی را به تاریکی شب سپردهایم دستهایمان مأمن ِحجم انبوهی از تنهایی و عشق آوازی که برلبان ِنسلِ ما نخوانده ، فِسُردهست .... نیلوفرثانی
-
از صدایت مىبوسم تو را
جمعه 31 اردیبهشتماه سال 1400 01:30
از صدایت مىبوسم تو را صدایت که این همه گنجشک در دلم رها مىکرد... جمال ثریا
-
نه تبسم ، نه اشاره ، نه سوالی ، هیچ چیز
جمعه 31 اردیبهشتماه سال 1400 01:27
نه تبسم ، نه اشاره ، نه سوالی ، هیچ چیز عاشقی چون من فقط او را تمـاشـا می کند
-
دستهای تو عطر مهر دارد
جمعه 31 اردیبهشتماه سال 1400 01:18
دستهای تو عطر مهر دارد لبخندت طراوت عشق فاصله هرچقدر باشد بازهم بهار از تو می آغازد به جهان نیلوفرثانی
-
انتظار
جمعه 31 اردیبهشتماه سال 1400 01:16
-
دوست داشتن کار هرکسی نیست
جمعه 31 اردیبهشتماه سال 1400 01:13
دوست داشتن کار هرکسی نیست بلد بودن میخواهد اگر بود این همه تنهایی درد نداشت وجود نداشت و من عاشقانه دوستت دارم عبدالله_احتشامی
-
کاش آنکس که به تو حق قضاوت میداد
پنجشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1400 04:20
کاش آنکس که به تو حق قضاوت میداد به منِ سوختهدل فرصتِ صحبت میداد محمدحسن جمشیدی
-
من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
پنجشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1400 04:16
من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود سعدی
-
بعد از تو عاشقانه نوشتن برای من
پنجشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1400 04:14
بعد از تو عاشقانه نوشتن برای من مثل نماز خواندنِ با زور و بی وضوست !
-
دنبال چی میگردی
پنجشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1400 04:14
دنبال چی میگردی یه آغوش مطمئن؟ یه اتاق بیخبر از تاریکی؟ یه فنجون قهوهی اصیل؟ یه بوسهی ناشیانه؟ یه حضور همیشگی؟ هممسیریم پس. قدم بزنیم؟ حسام الدین عسگری
-
رویابافتیم
پنجشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1400 04:13
-
و اگر میبینید روباه ها زیاد شده اند
پنجشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1400 04:09
اگر میبینید مرغ کم شده بدانید روباه ها زیاد شده اند... و اگر میبینید روباه ها زیاد شده اند بدانید گرگ پیر شده است...
-
یه رابطه ی واقعی یعنی
پنجشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1400 04:06
یه رابطه ی واقعی یعنی داشتن کسی که گذشته ی شما رو قبول کنه الان ازتون حمایت کنه عاشقتون باشه و برای آینده تشویقتون کنه
-
«غمش در نهان خانه ی دل نشیند»
پنجشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1400 04:05
طبیب اصفهانی، شاعر ، دویست سال پیش چنین نوشت : «غمش در نهان خانه ی دل نشیند» سخت بتوان زیباتر از این گفت یادی که در دل هست ، رنجی که با آدم محرم شده پذیرای غم او بودن ، غمِ مطلوب ، غمِ خوش ، عشق همین دیوانگی هاست: هر کس نهان خانه ای دارد
-
کاش بعضی ها غریبه می ماندند ؛
چهارشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1400 01:37
کاش بعضی ها غریبه می ماندند ؛ آشنا که میشوند چقدر غریبت میکنند..
-
تو آن آزار شیرینی که دلخواه است تکرارت
چهارشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1400 01:33
تو آن آزار شیرینی که دلخواه است تکرارت و من هر بار از هر بار بیشتر دوستت دارم
-
ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺍﻭﻝ ﮐﺸﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ .
چهارشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1400 01:30
ﻣﺼﯿﺒﺖ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺍﻭﻝ ﮐﺸﻨﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ . ﺿﺮﺑﻪ ﺁﻧﭽﻨﺎﻥ ﺷﺪﯾﺪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭﮎ ﮐﻨﯽ ﭼﻪ ﺑﺮ ﺗﻮ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ . ﺍﻣﺎ ﺯﻣﺎﻥ ! ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﺬﺭد ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ ﭼﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﺯﺧﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﻟﺘﯿﺎﻡ ﮔﺴﺘﺮﺵ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺒﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﺴﺨﯿﺮ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ. ﺟﺮﺝ ﺍﻭﺭﻭﻝ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺑﺮﻣﻪ
-
تو را دوست دارم ؛
چهارشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1400 01:29
تو را دوست دارم ؛ آنسان که هرگز کسی را دوست نداشتهام و دوست نخواهم داشت ... تو یگانه هستی و خواهی ماند بی هیچ قیاسی با دیگری ... این حس چیزی است آمیخته و عمیق چیزی که تمامِ ذراتم را دربر میگیرد تمام امیالم را ارضاء میکند و تمام غرورهایم را نوازش این را حس میکنی؟ گرچه تنهایمان دور هستند امّا روحهایمان همدیگر را...
-
در شبان غم تنهایی خویش
چهارشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1400 01:26
در شبان غم تنهایی خویش عابد چشم سخنگوی توام. من در این تاریکی من در این تیرهشب جانفرسا زائر ظلمت گیسوی توام. گیسوان تو پریشانتر از اندیشه من، گیسوان تو شب بیپایان حمید مصدق