-
روزی میآید
سهشنبه 5 مردادماه سال 1400 01:13
روزی میآید خاطره ها هم... حرف هایشان را پس میگیرند... جمال ثریا
-
بشکه خالی
سهشنبه 5 مردادماه سال 1400 01:13
-
هرچه کردم عاشقم باشی؛ بفهمی عشق را
سهشنبه 5 مردادماه سال 1400 01:12
هرچه کردم عاشقم باشی؛ بفهمی عشق را با غزل؛ با شاعری؛ با قهر؛ با دعوا... نشد آمدم تا عشق را با چشم تو معنا کنم جز زمستان در نگاه تیرهات معنا نشد علی_نیاکوئی_لنگرودی
-
آرزوی دیدنت تنها نه اهل ذوق را
سهشنبه 5 مردادماه سال 1400 01:10
آرزوی دیدنت تنها نه اهل ذوق را شیخ مسجد را همین رویا به بام آورده است حسین_جنتی
-
برای خودت زندگی کن!
دوشنبه 4 مردادماه سال 1400 01:10
برای خودت زندگی کن! کسی که تو را دوست داشته باشد, با تو میماند و برای دوست داشتنت میجنگد... اما اگر دوستت نداشته باشد,به هر بهانه ای میرود...
-
کسی به فکر گل ها نیست
دوشنبه 4 مردادماه سال 1400 00:52
کسی به فکر گل ها نیست کسی به فکر ماهی ها نیست کسی نمی خواهد باورکند که باغچه دارد می میرد که قلب باغچه در زیر آفتاب ورم کرده است که ذهن باغچه دارد آرام آرام از خاطرات سبز تهی می شود و حس باغچه انگار چیزی مجردست که در انزوای باغچه پوسیده ست . حیاط خانهٔ ما تنهاست حیاط خانهٔ ما در انتظار بارش یک ابر ناشناس خمیازه می کشد...
-
اگه تو زندگیت بتونی فقط یک دوست خوب پیدا کنی،
دوشنبه 4 مردادماه سال 1400 00:50
اگه تو زندگیت بتونی فقط یک دوست خوب پیدا کنی، خیلی ثروتمندی . و اگه اون دوست، همسرت باشه خیلی خوشبختی .
-
تابستان است،
دوشنبه 4 مردادماه سال 1400 00:48
تابستان است، و من همیشه بیشتر از آنچه باید، دنبالِ همه چیز می گردم، روزها پیش پاییز را، حوالی چترم پیدا نکردم، و امروز دوباره، چمدانِ لباس هایِ نیمه گرم را کاویدم، نمی دانم می شود زمستان را، که مُفت به کُرسی فروخته بودیم، پَس گرفت، یا باید بگذاریم پیش بیاید، هنوز نگاهِ سنگینِ اطلسی ها را، از یاد نبرده ام، وقتی که گفتی...
-
این ادعا که حکومت نماینده ی مردم است
دوشنبه 4 مردادماه سال 1400 00:47
این ادعا که حکومت نماینده ی مردم است رویایی پوچ و دروغی باطل است
-
دو دست برایم کم است،
دوشنبه 4 مردادماه سال 1400 00:46
دو دست برایم کم است، نوازش اقیانوسِ موهایت، کمِ کم، دریایی دست میخواهد حسین بکتاش
-
+
دوشنبه 4 مردادماه سال 1400 00:45
-
به نستعلیق قرآن می سپارم اشتباهم را
دوشنبه 4 مردادماه سال 1400 00:45
به نستعلیق قرآن می سپارم اشتباهم را چہ لذت بخش کرده خط چشمانت گناهم را... هوشنگ_ابتهاج
-
اگر
دوشنبه 4 مردادماه سال 1400 00:44
-
بگو چه کنم
یکشنبه 3 مردادماه سال 1400 01:05
بگو چه کنم با این همه تویی که در من سبز می شود؟ مریم_قهرمانلو
-
انسان
یکشنبه 3 مردادماه سال 1400 01:02
-
او زخم میزد و من به همه میگفتم
یکشنبه 3 مردادماه سال 1400 01:01
او زخم میزد و من به همه میگفتم در چشمانش معصومیتی بی مثال وجود دارد علاقه آدم را احمق میکند ، شاید هم ناباور ...
-
من هرگز ضرورت اندوه را انکار نمیکنم،
یکشنبه 3 مردادماه سال 1400 01:00
من هرگز ضرورت اندوه را انکار نمیکنم، چرا که میدانم هیچ چیز مثل اندوه روح را تصفیه نمیکند و الماس عاطفه را صیقل نمیدهد. اما میدان دادن به آن را نیز هرگز نمیپذیرم، چرا که غم حریص است و بیشترخواه و مرز ناپذیر... هر قدر که به غم میدان بدهی میدان میطلبد و باز هم بیشتر و بیشتر... نادر_ابراهیمی
-
+
یکشنبه 3 مردادماه سال 1400 00:59
-
آدمش را که پیدا کردید
یکشنبه 3 مردادماه سال 1400 00:57
آدمش را که پیدا کردید همه را کنار بزنید و برایش جا باز کنید مغز و قلبتان را از همه چیز خالی کنید و هیچ ترازویی برای مقایسه باقی نگذارید! آنوقت اجازه بدهید اجازه بدهید به چشم هایتان خیره شود اجازه بدهید دستانتان را ببوسد اجازه بدهید هرچقدر که دلش میخواهد، شما را به آغوش بگیرد. اجازه بدهید پشت بند حرف هایتان ذوق کند،...
-
من آدم بدی نیستم ولی در وضعیت های خاص
یکشنبه 3 مردادماه سال 1400 00:56
من آدم بدی نیستم ولی در وضعیت های خاص باید از خودم بپرسم، اگه یه آدم بد جای من بود چیکار میکرد؟!
-
از آستین شعر می ترواد؛
یکشنبه 3 مردادماه سال 1400 00:56
از آستین شعر می ترواد؛ عطری برای افسردگی این عصر. آدونیس
-
واژه هایم شمع هایی ست
یکشنبه 3 مردادماه سال 1400 00:53
واژه هایم شمع هایی ست که برای روشن کردن رویای تو برمی افروزم پرویز صادقی
-
بنویس اکنون کجاست رویامان کجاست؟
شنبه 2 مردادماه سال 1400 01:08
بنویس اکنون کجاست رویامان کجاست؟ کجاست بند بند استخوانمان کجاست؟ کجاست حرف های گمشده که می خواست گوش دنیا را کر کند بنویس آزادی رویای ساده ای است که خاک هر شب در اعماق ناپیدایش فرو می رود و صبح از حواشی پیدایش برمی آید و این زبان اگرچه به تلفظش عادت نکرده است صدای هجی کردنش را آن سوی سکوت شنیده است. محمد مختاری
-
من همیشه خیال میکنم که در روح او
شنبه 2 مردادماه سال 1400 01:08
من همیشه خیال میکنم که در روح او یک جای خالی ، بهتر بگویم یک تهی وجود دارد که آشفته اش می کند و آزارش می دهد
-
بگذار که هر یک از ما راه خود رویم
شنبه 2 مردادماه سال 1400 01:07
بگذار که هر یک از ما راه خود رویم من رو به سوی تو و تو رو به سوی من جبران خلیل جبران
-
کسی که رنج نکشیده باشه،تربیت نشده
شنبه 2 مردادماه سال 1400 01:07
کسی که رنج نکشیده باشه،تربیت نشده
-
من یک شب، پشت و روی لبهایت را..
شنبه 2 مردادماه سال 1400 01:06
من یک شب، پشت و روی لبهایت را.. من یک روز آبروی لبهایت را.. دور از تو چروک خوردهام بانو جان لازم دارم اتوی لبهایت را احسان_پرسا
-
بگو چگونه میبَری دلِ مرا
شنبه 2 مردادماه سال 1400 01:05
بگو چگونه میبَری دلِ مرا در این زمان که باد هم نمیبَرد کُلاهِ خستهی مرا یاسر قنبرلو
-
واریز پول
شنبه 2 مردادماه سال 1400 01:05
همه ی کمدین های دنیا هم اگه جمع بشن، . . . . . . نمیتونن به اندازه ی اس ام اس واریز پول خنده رو لب آدم بیارن
-
شب تان آرام با یاد شهدا
شنبه 2 مردادماه سال 1400 01:04