-
حوا عریان بود و درخشان
دوشنبه 18 مردادماه سال 1400 01:18
حوا عریان بود و درخشان و فرشتگان نامحرمان خدای جان ناموس زمین و آسمان را به نمایش نمی گذارد زینب_نوروزعلی
-
شب تان آرام با یاد شهدا
دوشنبه 18 مردادماه سال 1400 01:17
گاهی یک تلنگر می تواند همین باشد که شهیدی بگوید: ما از حلالش گذشتیم شما از حرامش نمی توانید بگذرید?
-
کاش
دوشنبه 18 مردادماه سال 1400 01:04
-
خدایا برای همه روزهایی که
دوشنبه 18 مردادماه سال 1400 00:58
خدایا برای همه روزهایی که فکر نمیکردم بگذره و گذشت،شکرت این روزها هم با خودت...
-
باریکه ای از ماه
دوشنبه 18 مردادماه سال 1400 00:53
باریکه ای از ماه اندکی دیدار در آینه جزیره ای غریب شب را کجای حادثه نقش می زنیم؟ فرامرز_سلیمانی
-
حال خوب
دوشنبه 18 مردادماه سال 1400 00:52
-
هستند..
یکشنبه 17 مردادماه سال 1400 01:12
-
خاک من زنده به تاثیر هوای لب توست
یکشنبه 17 مردادماه سال 1400 01:09
خاک من زنده به تاثیر هوای لب توست سازگاری نکند آب و هوای دگرم ... سعدی
-
آنها که تنها زندگی نکردهاند
یکشنبه 17 مردادماه سال 1400 01:07
آنها که تنها زندگی نکردهاند نمیفهمند که سکوت چگونه آدم را میترساند چگونه آدم با خودش حرف میزند نمیفهمند که آدم چگونه به سمتِ آینهها میدود در آرزوی دیدنِ یک همدم ... اورهان_ولی
-
گشتیم خاک تا ز فلک برتر آمدیم
یکشنبه 17 مردادماه سال 1400 01:07
گشتیم خاک تا ز فلک برتر آمدیم مردیم تا ز بحر فنا بر سر آمدیم #صائب_تبریزی
-
حال خوب
یکشنبه 17 مردادماه سال 1400 01:06
-
سخت تر ... از دل کندن ،
یکشنبه 17 مردادماه سال 1400 01:05
سخت تر ... از دل کندن ، بلاتکلیف بودن ! از دوست داشتن ، کسی است ! که قلبت را ، مدتهاست ... به او سپرده ای . مهدی_قاسمی_نسب
-
رسیدن ... به ارزو ها می تواند ،
یکشنبه 17 مردادماه سال 1400 01:05
رسیدن ... به ارزو ها می تواند ، حال ادمها را خوب کند ! اما ... از دست دادن این ارزو ها ، چندین برابر ، حال دل تان را خراب می کند . پس خیلی مراقب ، داشته هایی باشید ! که زمانی ارزویتان بوده است . مهدی_قاسمی_نسب
-
یه حرف هایی هست با زبان نمیشه گفت
یکشنبه 17 مردادماه سال 1400 01:04
یه حرف هایی هست با زبان نمیشه گفت فقط دستان معشوق را میخواهد و گرفتن دستانت با هم کلی حرف خواهند داشت با دست ها به رویا به زندگی به عمق قلب های هم میرویم گاهی فقط دست ها هستند که حرف میزنند عبدالله_احتشامی
-
از عشق میگویی
یکشنبه 17 مردادماه سال 1400 01:04
-
چه حرفها که درونم نگفته میمانَد
شنبه 16 مردادماه سال 1400 00:54
چه حرفها که درونم نگفته میمانَد خوشا به حال شماها که شاعری بلدید
-
تعهد
شنبه 16 مردادماه سال 1400 00:53
متعهد بودن چیزی نیست که به زور از کسی بخوای . مطمئن باشید عشق و احساس واقعی با خودش تعهد میاره
-
+
شنبه 16 مردادماه سال 1400 00:52
دیدن سه فیلم در روز، خواندن سه کتاب در هفته و شنیدن یک موسیقی عالی برای من کافیست تا خوشحالم کند، تا روزیکه بمیرم...! فرانسوا_تروفو
-
هزاران شمع را میتوان با یک شمع روشن کرد،
شنبه 16 مردادماه سال 1400 00:51
هزاران شمع را میتوان با یک شمع روشن کرد، و زندگی این شمع کوتاهتر نمیشود سهیم کردن شادی هرگز از آن نمیکاهد ... فرانسیس_میرالس
-
آدمی هر چه در درون خود بیشتر مایه داشته باشد ،
شنبه 16 مردادماه سال 1400 00:51
آدمی هر چه در درون خود بیشتر مایه داشته باشد ، از بیرون کم تر طلب می کند . و دیگران کمتر می توانند چیزی به او عرضه کنند
-
و این شوریده احوالی که میبینی
شنبه 16 مردادماه سال 1400 00:50
و این شوریده احوالی که میبینی و آنرا عشق مینامند! تبی تند است که عمرش قدِ شبهای زمستان است،،،
-
اون ... مردهایی که میگن :
شنبه 16 مردادماه سال 1400 00:50
اون ... مردهایی که میگن : دختر ها اهن پرست شدن ! همونایی هستند ، که به قول خودشون ! یه پلنگ می بینند ، رَم می کنند ! و به بعضی از خانم هام باید گفت : که شاید پول اسایش بیاره ! اما ارامش نه ... شاید صورت زیبا ، جذاب تر و خواستنی تر باشه ! اما دلیل حال خوب کسی نمیشه . تا وقتی یاد نگیریم ، ارامش و حال خوب فقط و فقط در...
-
حدود ساعت دوازده به تظاهرات رسیدم.
شنبه 16 مردادماه سال 1400 00:49
حدود ساعت دوازده به تظاهرات رسیدم. چیز رقت انگیزی بود. حدود چهل نفر پلاکاردهایی در دست داشتند که رویشان نوشته شده بود احترام می خواهند. بعید می دانستم التماس برای احترام فایده ای داشته باشد.
-
قضاوت
شنبه 16 مردادماه سال 1400 00:48
کاش ... یاد می گرفتیم ! همه انسانیم و باید به همدیگر احترام بگذاریم ! قضاوت تنها با خداوند است مهدی قاسمی نسب
-
انتظار
جمعه 15 مردادماه سال 1400 01:04
-
آخرش درد دلت، دربهدرت خواهد کرد
جمعه 15 مردادماه سال 1400 01:04
آخرش درد دلت، دربهدرت خواهد کرد مهرهی مار کسی، کور و کَرت خواهد کرد عشق؛ یک شیشهی انگور کنار افتاده است که اگر کهنه شود مستترت خواهد کرد از همآن دست که دادی به تو بر خواهد گشت جگر خون شدهام خونجگرت خواهد کرد ناگهان چشم کسی سربهسرت میذارد بیمحلّیش ولی جان به سرت خواهد کرد جرم من خواستن دختر اربابِ دِه است...
-
به آسمان که رسید
جمعه 15 مردادماه سال 1400 01:02
به آسمان که رسید نخ آبی تمام شد کوبلنی که می دوزم مهسا_رجایی
-
همیشه تو تصمیم گرفتن هاى مهم
جمعه 15 مردادماه سال 1400 01:01
همیشه تو تصمیم گرفتن هاى مهم فاکتور رضایت و خوشحالى خودتونو با ضریب بالا بذارین توى اولویت، زندگى شماست نه بقیه!
-
و زخم های من
جمعه 15 مردادماه سال 1400 00:55
و زخم های من همه از عشق است... "فروغ_فرخزاد"
-
من جان وُ تن با هم قیفی ست
جمعه 15 مردادماه سال 1400 00:54
من جان وُ تن با هم قیفی ست دو دهانه یک جور صافی سیاهچاله ای که "چیز" می بلعد وُ پس می دهد "ناچیز ! مهرداد_فلاح