یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

وقتی که چای چشـمِ پُررنگ تو دم باشـد

وقتی که چای چشـمِ پُررنگ تو دم باشـد

مردی که پیشت می نشیند، خسته تر بهتر 


حسین زحمتکش

تو رسم دلبری با من به جا آوردی و من هم

تو رسم دلبری با من به جا آوردی و من هم

ازین پس با تو خواهم گفت رسم دوستداری را


به هر کس جز تو خواهم گفت: نه! باشد که بعد از این

بگیرم از لبت پروانه‌ی کمیاب آری را ...


علیرضا بدیع

دختر جهان را برای خدا زیبا کرد

جهان را 
بدون ناخن‌های لاک زده 
بدون کفش‌های پاشنه بلند 
بدون النگو 
و بدون گل سر تصور کن 
خدا دختر را آفرید 
دختر 
جهان را برای خدا 
زیبا کرد

احسان پرسا

پیش بینی حاکی از یک اتفاق شوم بود

پیش بینی حاکی از یک اتفاق شوم بود 

آخر این داستان از اولش معلوم بود


کور بودن بهتر است، اصلا چطوری می شود 

با دو چشم سالم از دیدار تو محروم بود 


جواد منفرد

پلک وا کن رو به من ، رو کن هر آنچه بود را

پلک وا کن رو به من ، رو کن هر آنچه بود را

آن دو تا جام می ناب غزل آلود را


زل بزن در چشم من بگذار وقت رفتنت

خوب بدمستی کنم این فرصت محدود را


سینه ام آتش گرفته ، دست من قلیان بده

تا نفهمد هیچ فردی علت این دود را !


انتظار یک غزل داری ولی بنشین ببین

آخرین نقاشی مردی که شاعر بود را


بی حضور گرم تو در بوم حتی آفتاب

پر نخواهد کرد هرگز جای این کمبود را


دلخوری ، می دانم ! اما خصلت دریاست این

توی هر حالی که باشد می پذیرد رود را


جواد منفرد

زخم

جای دقیق 
زخم های مرا 
تو فقط می دانستی 
بی انصاف 
چرا با رفتنت 
زخم روی زخم گذاشتی ؟ 

مینا آقازاده

تو را می‌خواهم و این خواهش ممنوع، هرلحظه

تو را می‌خواهم و این خواهش ممنوع، هرلحظه

فرومی‌پاشد از هم بندبند ِ استخوانم را


فاطمه رنجبری

یا رب نظری بر من سرگردان کن

یا رب نظری بر من سرگردان کن

لطفی بمن دلشدهٔ حیران کن

با من مکن آنچه من سزای آنم

آنچ از کرم و لطف تو زیبد آن کن


ابوسعید ابوالخیر