| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
مرد، تنها؛ پشتِ میزِ کافه
زن، تنها؛ پشتِ پنجرهی خانه
و این میان
"تنهایی"
به جشن و پایکوبیست!
رضا کاظمی
اگر بی شعورها عاشق می شوند
فقط به یک دلیل است :
می خواهند در هیچ چیز کم
نیاورند از جمله عشق ..
"دکتر خاویر کرمنت"
میگفت از هر جایی که افتادی
احتمال اش هست که بتوانی دوباره بلند بشوی ،
از هر جایی ،
هر جایی به غیر از چشم ..
| پویان اوحدی |

مشکلی که من با لغت "معلولیت" دارم این است که به محض شنیدن معلولیت،
همه به یاد کسانی می افتند که نمی بینند یا نمی شنوند یا نمیتوانند راه بروند.
در حالی که اینها اگر هم معلولیت باشد، ساده ترین شکل آن است.
آنها که احساس در وجودشان مرده است را معلول نمیدانیم.
آنها که نمیتوانند یا نمیخواهند یا نیاموخته اند که
صادقانه در مورد احساسشان حرف بزنند را معلول نمیدانیم.
آنها که نمیتوانند دوستی های خوب و بلند مدت بسازند را معلول نمیدانیم.
آنها که نمیتوانند بفهمند در زندگی چه میخواهند را معلول نمیدانیم.
آنها که چشمشان جز خودشان نمی بیند را معلول نمیدانیم.
آنها که دستشان به امید نمیرسد و در انتظارند که
دیگران امید و انگیزه را پیش پایشان قرار دهند را معلول نمیدانیم.
این "معلولیت های واقعی" را نمی بینیم
و از اینکه دست و پا و چشم و گوش داریم، احساس سلامت میکنیم!
فرد راجرز _جامعه شناس
یک لحظه مکثکرد خیال
وگرنه از پلگذشته بودیم و حالا داشتیم
برای همهچیز دست تکان میدادیم
من اما روبهروی شهری ایستادهام
که نای ایستادن ندارد
و نیمرخِ ماه بر شَبَش سوراخ است
و ردپاهای تو
در هزار کوچهاش سوراخ است
و جای لبهایت بر پیشانیام سوراخ است
کلید را در جمجمهام بچرخان و
داخل شو
به آغوشِ اعصابم بیا
در تاریکیِ سرم بنشین
اتاق را بگرد
و هرچه را که سالهاست پنهان کردهام
از دهانم بیرون بریز.
پردهها را کنار بزن
چشمها را بشکن
و متن را از نقطهای که در آن اسیر شده
آزاد کن
گروس عبدالملکیان
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﯿﺴﺖ
ﮐﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻤﻠﮏ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﺁﻭﺭﯼ ،
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖِ ﺗﻔﮑﺮ ﺍﺳﺖ
ﺣﺎﻟﺖ ﺭﻭﺣﯽ ﺳﺖ ؛
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭﻭﻥ ﺗﻮﺳﺖ..
"ﺩﺍﻓﻨﻪ ﺩﻭﻣﻮﺭﯾﻪ"
مرد باید شبیه ترین چیز به یک کوه باشد
نه کوه کافی نیست
مرد باید کوهستان باشد
دست هایش کوه
شانه هایش کوه
اراده اش کوه
قولش کوه
اما دلش ...
دلش باید یک درخت هلو باشد !
وسط کوهستان
که خیال بانو
به شاخه هایش
آویخته ...
| حسنا میرصنم |
مردبودن زن ومرد نداره ولی خیلی هامون
تو این گرانی ها له میشیم..خداخودت کمک مون کن..