یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

این همه از تاریکی بد نگویید

این همه از تاریکی بد نگویید
شما که فروش چراغ تان
به لطف همین تاریکی است
شمس لنگرودی

دردها مرا مهار کرده اند

دردها مرا مهار کرده اند

و شده ام رام آنان...

همچو جسم بی روحی

که دیگر نای تکان خوردن ندارد.


"زهرا حسینی"

عشق آبی رنگ است . . .

عشق آبی رنگ است . . .
اشک ها جاری شد . . .
در فرو دست انگار .. یک نفر دلتنگ است . . .
همه ی شهر کنون خوابیدند . . .
چشم من بیدار است . . .
با تپش های دل پنجره گویی امشب . . .
لحظه ی دیدار است . . .
در دل شهر غریب . . .
با تو این عمر گرانمایه رقم خواهم زد . . .
در شب تنهایی . . .
با تو در کوچه ی مهتاب قدم خواهم زد . . .
با دلم باش که در این وادی . . .
دل مردم سنگ است . . .
یاد این باش که در پشت سرت . . .
یک نفر تا به ابد دلتنگ است . . .

حکایت ما آدم ها …

حکایت ما آدم ها …

حکایت کفشاییه که اگه جفت نباشند …

هر کدومشون هر چقدر شیک باشند …

هر چقدر هم نو باشند

تا همیشه لنگه به لنگه اند …

کاش خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …

جفت هر کس رو باهاش می آفرید …

تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …

به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…

بعضی ها ،هیچ وقت آدم نمی شوند !

بعضی ها ،
هیچ وقت آدم نمی شوند !
در چرخه ی تکامل …
چگونه ظاهرِ آدم یافتند ، نمیدانم !
خصلتشان زخم زدن است !
و
خراشیدنِ روح !
حالا تو بگو ،
چگونه در کنارِ چنین گرگهایی ..
اگر چنگ در نیاوری !
دوام می یــابــی !

دﻟﯽ ﮐﻪ در دو ﺟﻬﺎن ﺟﺰ ﺗﻮ ﻫﯿﭻ ﯾﺎرش ﻧﯿﺴﺖ

دﻟﯽ ﮐﻪ در دو ﺟﻬﺎن ﺟﺰ ﺗﻮ ﻫﯿﭻ ﯾﺎرش ﻧﯿﺴﺖ

ﮔﺮش ﺗﻮ ﯾﺎر ﻧﺒﺎﺷﯽ ﺟﻬﺎن ﺑﻪ ﮐﺎرش ﻧﯿﺴﺖ

ﭼﻨﺎن ز ﻟﺬت درﯾﺎ ﭘﺮ اﺳﺖ ﮐﺸﺘﯽ ﻣﺎ

ﮐﻪ ﺑﯿﻢ ورﻃﻪ و اﻧﺪﯾﺸﻪ ی ﮐﻨﺎرش ﻧﯿﺴﺖ ﮐﺴﯽ

ﺑﻪ ﺳﺎن ﺻﺪف وﮐﻨﺪ دﻫﺎن ﻧﯿﺎز ﮐﻪ ﻧﺎزﻧﯿﻦ ﮔﻮﻫﺮی

ﭼﻮن ﺗﻮ در ﮐﻨﺎرش ﻧﯿﺴﺖ ﺧﯿﺎل دوﺳﺖ ﮔﻞ اﻓﺸﺎن

اﺷﮏ ﻣﻦ دﯾﺪﻩ ﺳﺖ ﻫﺰار ﺷﮑﺮ ﮐﻪ اﯾﻦ دﯾﺪﻩ ﺷﺮﻣﺴﺎرش ﻧﯿﺴﺖ

ﻧﻪ ﻣﻦ ز ﺣﻠﻘﻪ ی دﯾﻮاﻧﮕﺎن ﻋﺸﻘﻢ

و ﺑﺲ ﮐﺪام ﺳﻠﺴﻠﻪ دﯾﺪی ﮐﻪ ﺑﯽ ﻗﺮارش ﻧﯿﺴﺖ

ﺳﻮار ﻣﻦ ﮐﻪ ازل ﺗﺎ اﺑﺪ ﮔﺬرﮔﻪ اوﺳﺖ

ﺳﺮی ﻧﻤﺎﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺧﮏ رﻫﮕﺬارش ﻧﯿﺴﺖ

ز ﺗﺸﻨﻪ ﮐﺎﻣﯽ ﺧﻮد آب ﻣﯽ ﺧﻮرد

دل ﻣﻦ ﮐﻮﯾﺮ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺟﺎن ﻣﻨﺖ ﺑﻬﺎرش ﻧﯿﺴﺖ

ﻋﺮوس ﻃﺒﻊ ﻣﻦ ای ﺳﺎﯾﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ دل ﺑﺒﺮد

ﻫﻨﻮز دﻟﯿﺮی ﺷﻌﺮ ﺷﻬﺮﯾﺎرش ﻧﯿﺴﺖ


"ﻫﻮﺷﻨﮓ اﺑﺘﻬﺎج"