| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
مـشکل ما خدا نیست!
مـشکل ما انسانهایى هستنـد که خود را نماینده خدا دانستند
و با نام خدا هر کارى که خـواستند کردند.
می خواستی که جیغ شوی: خسته ام عزیز
یک دست خسته تر دهنت را گرفته بود 
{سید مهدی موسوی}
ز بعد ما نه غزل نی قصیده میماند
ز خامهها دو سه اشک چکیده میماند
ثبات عیش که دارد که چون پر طاووس
جهان به شوخی رنگ پریده میماند
بیدل دهلوی
عمـــــــری است لبخنـدهایِ لاغـرِ خــود را
در دل ذخــیره میکنــم ، باشد بـــرای روز مبـــادا
امّــا در صفحههای تقویم ، روزی به نام روز مبادا نیست
آن روز هــــــر چــــــــه باشــــــد ، روزی شبیــــهِ دیـــــــروز
روزی شبیهِ فـــردا ، روزی درست مثــلِ همیـن روزهــای ماست
امّــا کســــی چــــه میدانــد؟ شـایــد امـــروز نیز ، روزِ مبــادا باشد
قیصر امین پور
می خواهم به کف دستی حتی
نامم را در نشان تو بجویم
صدایت را بر می دارم
و خورشید را تکه تکه می کنم و
می دوزم به سرانگشتی
که تو بر ژاکتم بافته ای ،
حیران می شوی
شانه ات می کنم
بغل در بغل و لالایی ات را
می پوشانم بر تن عریان باغچه،
سبز می شوی
می نشینم و پرپر می شوم
حاشیه ی باغچه ای را که تو کاشته ای
ایرج صف شکن
