| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
شبنم چشم من از شوق وصال من و توست
قصه ی عشق پلنگی که به ماه ست مثال من و توست
ما اگر بال نداریم فدای سرمان
عشق و دلداگی ما پر و بال من و توست
در زمستان چه غم از سردی سوزان داریم؟
دست بر گردن هم برده که شال من و توست
"مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید"
شعر نابی ست بخوانیم که فال من و توست
چه گناهی ست که گفتند تماشا نکنید؟
دیدن روی هم از عشق حلال من و توست
گریه ام شاد تر از خنده ی هر وقت من است
شبنم چشم من از شوق وصال من و توست
شاعر: رضا خادمه مولوی
![]()
شهر بی حوصله امروز به حرف آمده است
به خیابان بزن ای دوست، که برف آمده است...
یکرنگی ات بیقرارم می کند
در اتاقی که
پنجره اش رو به دوربین های مخفی باز می شود
و نور می گیرد از چراغ قوه سربازی
که عاشقی های مرا می پاید
و از نفس های داغ تو شماره برمی دارد
ظلمت مرطوبت تازه ام می کند
آنقدر که باور نمی کنم
همان چروکیده سالیان تحت تعقیبم
ارتکاب گناه با تو
تجربه دلچسب یک شورشی است
آنگاه که از مراسم تیرباران خود گریخته باشد
و بوسه هایت
شلیک گلوله ای است
آغازگر یک انقلاب ویرانگر.
"فرنگیس شنتیا"
مــن آرام دوستت خواهم داشت...
همین که بودنت را حس کنم کافیست!
من از دور عاشقی خواهم کرد..
من از دور دوستت خواهم داشت
بی هیچ عطری
آغوشی
لمسی
ویا حتی بوسه ای
تنها دوستت دارم از دور
این سهم من از توست .
کاش اینگونه بود...
شروعی از جدایی
که با بوسه های عاشقانه
دوستَت دارم گفتی...
و دلی که هرگز تو را ندیده بود...
#حمید_صفرپور
از ماضی ها و مضارع ها خسته ام
بنشین ...
دلم برای یک حال ساده تنگ است!
