| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
کمدهای این خانه
رخت های مردی را
نفس می کشد
که بوی مرا می دهد
کفش های مردی را
جفت می کند
که مساحت پاهایم را می شناسد
و چمدانی که
به اندازه ی حجم زنی ست
که شعرهایش را
بر روی دستمال کاغذی نم می زند
از لابلای این چوب لباسی ها
مردی را می تکانم
که تمامم را
در چمدان تا می کند و
می برد.
"صدف در خشان"
ما آدمهای احمـــقی نبودیم
ســــاده بودیم
و از روی سادگی
به احمق ها اجازه دادیم
تا در زندگی مان دخالت کنند!
ارنستو چه گوارا
بهار را گذاشته ام
پشت چین های دامنت
تو بیایی چای دارچین که هیچ
چای بهار نارنج هم آماده است
گفته بودم به معجزه ی عشق ایمان بیاور
من با همین چای و همین تو
یک دنیا را عاشق میکنم …
عشق به شناسنامه نگاه نمی کند
باورت می شود
این دل دلِ بی دلیل
نامش عشق است
تو هر چه دوست داری صدایش کن . . .
نیلوفر لاری پور