دوش سیلاب خیالت می گذشت ازخاطرم،
خانه دل بر سر ره بود،
ویران کردو رفت...
بیدل دهلوی
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
شب که می شود ،
به جای خواب،
تو به بند بند وجودم می آیی
و من می خندم،
بغض می کنم،
بالشم که خیس شد
عقربه ساعت که به
صبح نزدیک شد،
نه! تو هنوز هم
خیال رفتن نداری!
و این قصه هر شب ادامه دارد ...
"برمودا "
با منِ بیکسِ تنها شده
یــارا تــو بمـــان ،
همه رفتند از ایـن خانه
خدا را تو بمـــان ،
منِ بی برگِ خزاندیـده
دگـــر رفتنیام ،!
تو همه بار و بری
تازه بهـارا تو بمـــان ،.
#هوشنگ_ابتهاج
بال فرشتگان را از جنس اشک های من ساخته اند
وقتی به شوق دیدن پدر هر روز از لابه لای درِ خانه در قهقه ی دخترانه ام گونه هایم شکوفه ی لبخند می شد.
حالا چشم هایم همیشه شبنم صبح گاهی است که دست آفتاب را می گیرد تا در خیابان های شهر ردپای بابا را نشان اش بدهد .
بال
فرشتگانرا از جنس اشک های من ساخته اند وقتی روبروی آینه دست مادر را لای
به لای گیسوانم دنبال می کردم
و عطر ریحانِ سفره مان با هر بوسه ، برکتِ پیشانی ام می شد
حالا من امیدوارتر از همیشه رو به آسمان می نگرم
حالا من جهان را تپنده تر از قلبم عاشقم
و خدا هر شب حوالی پنجره ام برای جویندگانِ محبت هزاران ستاره روشن می کند .
" بارما شریبی " 
نسیمی از نَفَست
سوی من فرست که باز
گرفته آینهام را
غبار دور از تو......
#حسین_منزوی