یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

جز این شعرهای در بغض مانده

جز این شعرهای در بغض مانده
هیچ استخوانی در گلویم نمانده
تو بیش از این واژه ها
چشم هایم را مزار کرده ای
برای ماهی قرمزی که
می رقصد درون کاسه ی شراب نگاهت؛
دعا کن دل قلاب ماهیگیر شکار کند
تنهایی ام را که دلتنگم
آن چنان که آبشش های مرا
همیشه به بوسه ی دستانت
حلق آویز کنم
و تمام دردهای تنم فراموش شوند
کسی چه می داند!
شاید صبح فردا
در این اقیانوس بی نام و نشان
شعری تازه طلوع کند!


مرتضی سنجری

ماه از کدام کوچه گذشتی

ماه
از کدام کوچه گذشتی
که بوی یاس می دهد شانه ات؟!

زیتا رضایی

کوه اگر بودم

کوه اگر بودم
در مقابل توفان نگاهت
کم می‌آوردم
خاکستر از
آتش قلبم شده‌ام!

علیرضا ایمانی فر

دلم کوچ کرد وقتی فهمیدم

دلم کوچ کرد وقتی فهمیدم
خدا پدرم را برای سرزمین دوری آفریده بود
و مادرم را برای
روشنائی بهشت
و تورا
برای واژه ی مرکب دلتنگی
تا 365 معدنچی در دلم
مدام زمین و زمان راحفاری کنند


دلم کوچ کردوقتی فهمیدم
عقربه های ساعت
در زمانهای زنگ دارمی خوابند
و از اقتضای طبیعتشان
نیش می زند
و موریانه های لاکردار
با آرواره های سوزناکشان
یکی یکی خاطره ها را می جوند
برای زوال عقل
تا تمام راههای منتهی به مغزم را
مسدود کنند

دلم کوچ کرد وقتی فهمیدم
در قمار عشق
تنها برنده ی گلهای کاغذی نگاهت بودم
که بیهوده
دفترچه شعرم را
اینقدرحجیم کرده است

جشنِ موفقیت هایت را
زودتر بگیر
تا فکر می کنی
لبخند رضایتمندی
از صدای قطعه قطعه شدنِ احساس
زیباترین سنفونی تسلای توست.


مجیدفربد

فاش گفتم

فاش گفتم
سر عیان و
بر مرده خویش
زار گریستم
آسمان
سخت گرفت
بر من و
خشک شد
آن جام وجودم
بخت سرکش
رام نشد
هر چه از او
کام گرفتم


مهرداد درگاهی

دیگر مرا از طرح بیرقم

دیگر مرا
از طرح بیرقم
می شناسی ام
آری
من
شبیهِ فصل روئیدنم؛

شیفته ی رنگ های در هم بر همم

فرشته سنگیان