ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
در خویش فرو رفتم و در تار سکوتم
در کوچه، نوازنده ی گیتار سکوتم
پاییز جنون می کشد انگار به بازی
چشمان من و قلب خطاکار سکوتم
آشفته تر از خواب کبوتر شده قلبم
از حسرت و دلواپسی و کار سکوتم
از بس لب خود را به ترنم نگشودم
شایسته ی نامیدن سردار سکوتم
در خویش فرو رفتم و لب غرقه ی تلخند
چون کوچه ی بن بست، گرفتار سکوتم
تا شب، لب خود را به لب پنجره سایید
جان غرق تمنا شد و بیمار سکوتم
چون کوچه ی دلتنگ زمین، گیچم و حیران
ای کاش به مریخ بری بار سکوتم
مانند گل سرخ عطشناک حضورم
تا کی به نگاهت کنی انکار سکوتم
ای کاش کنی شکوه از این طرز نگاهم
آخر من سرمست، پرستار سکوتم
حسین احمدپور
بر شکوه سبز دریا تکیه داد
بر سکوی آهنین، پا تکیه داد
در شب طوفانی فصل هبوط
آدمی بر دار دنیا تکیه داد
شامگاه آخرین روز سکــــوت
بر گل شب بوی رؤیا تکیه داد
از نگاهت واژه گم شد بر سطور
چونکه معنا بر مسیحا تکیه داد
واژگون شد نخل بی بار سقوط
لحظه ای که بر چلیپا تکیه داد
قطره اشکی بر رخ سرخ غروب
ماه شد چون بر شمیسا تکیه داد
شاهد زیبای دنیا شد در اوج
چون که بر کوه ثریا تکیه داد
عطر یاس آسمان را چید و رفت
هر که چون مادر به زهرا تکیه داد
حسین احمدپور
ای بغض در گلوی خراسان عبور کن
از گرد و خاک هرزه ی طوفان عبور کن
از لابه لای شعله ی اندوه آسمان
از فصل بی حضور زمستان عبور کن
یعنی بهار آمده در پشت خیمه گاه
از خواب سرد بهمن بی جان عبور کن
شب همچنان تولد پنهان سایه هاست
با مشعل شکوفه ی باران عبور کن
وقتی که واژه می چکد از سطرهای فهم
نیلوفرانه از شب شیطان عبور کن
ای آخرین ذخیره ی انسان نوظهور
از پشت ابرهای پریشان عبور کن
آهم شب از منازل دنیا گذشت و رفت
یعنی تو نیز از پل زندان عبور کن
حسین احمدپور