-
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
چهارشنبه 22 مهرماه سال 1394 10:14
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد ! نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد ! نباید بی تفاوت ! چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد ! کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند ! نباید در حصار میـــــــــــــله ها با دانه ی گنــــــدم . . . به او تعلیم...
-
من دست از سرت بر نمی دارم.
سهشنبه 21 مهرماه سال 1394 10:01
-
اجازه بده پنج دقیقه
دوشنبه 20 مهرماه سال 1394 10:00
اجازه بده پنج دقیقه فقط پنج دقیقه سرم را روی شانهات بگذارم چشمها را ببندم و زمین از نو آرام شود "سعادالصباح"
-
کاش می شد
یکشنبه 19 مهرماه سال 1394 09:45
کاش می شد ... تمام داستان های دنیا را از دهان تو بشنوم ! تمام عاشقانه های دنیا را تو برایم تکرار کنی ! اصلا هر چه تو بگویی زیباست ! می دانی کاش می توانستم با تمام وجود صدایت را در آغوش بگیرم !
-
رویا
شنبه 18 مهرماه سال 1394 09:40
ﻫﺮ ﺷﺐ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﺑﺮ ﺑﺎﻟﺶ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﻢ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﻣﯽ ﺷﻮﯼ ﺗﻮ ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﯽ ﻭ ﻣﻦ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﺎﺟﺮﺍﯼ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﯽ ﺭﻭﻡ ... "ﺳﺎﺭﺍ ﺷﺎﻫﺪﯼ"
-
اگر در مسیر زندگی..
جمعه 17 مهرماه سال 1394 09:44
این منم، این تویی که می توانیم با طرز نگاهمان ، آن را برای خود روشنِ روشن یا به سیاهی تبدیل می کنیم... اگر در مسیر زندگی به روشن ترین نقطه نگاه کنی و دستت را در دستان خدا با اطمینان بگذاری و مستقیم و پیوسته به سوی نقطه نورانی حرکت کنی، یقین داشته باش دیر یا زود بدون منحرف شدن به کناره های مسیر به آن نقطه خواهی رسید!...
-
دریاباش..
پنجشنبه 16 مهرماه سال 1394 09:44
دریا با آنکه عمیق است، اما امواجی را که در سطحش هستند، سرکوب نمیکند بلکه اجازه میدهد به ساحل برسند. تو هم مثل دریا امواج سطحی و زود گذر زندگیت را به بهترین ها هدایت کن. دریا هم سطح دارد هم عمق ، راز دریا نگه داشتن تعادل بین این دو است. مثل دریا پر باش از بیکرانی و تلاطم و از سکون بپرهیز ، و از تندباد حوادث بیم نداشته...
-
خوب بودن زیاد سخت نیست …
چهارشنبه 15 مهرماه سال 1394 09:22
خوب بودن زیاد سخت نیست … کافیست مهربانی کنی … زبانت که نیش نداشته باشد و کسی را نرنجاند همین خوبیست … وقتی برای همه خیر بخواهی همین خوبیست … وقتی محبتت بی منت باشد … وقتی عشق بورزی …. وقتی زیبایی اشخاص را ببینی …. وقتی خوبی هایشان را ببینی همین خوبیست …
-
عاشق افکار آدم ها شوید..
سهشنبه 14 مهرماه سال 1394 10:18
عاشق می شوید، حداقل عاشق رفتار آدم ها نشوید. آدم ها گاهی حالشان خوب است، گاهی بد. رفتارشان متأثر از حالشان است. عاشق افکارشان شوید، افکار حتی در بدترین حال آدم ها هم تغییر نمی کند
-
راز آرامش درون
دوشنبه 13 مهرماه سال 1394 09:47
-
زندگی جدی است
یکشنبه 12 مهرماه سال 1394 10:11
ساعت ، نه میدانگاه به سنگلاخ بدل شده است به هر حال در سلول ها را خواهند بست این حبس این بار به درازا کشید هشت سال، زندگی پر از امید است محبوبم ! زندگی جدی است به اندازه ی دوست داشتن تو .. " ناظم حکمت "
-
که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت ...
شنبه 11 مهرماه سال 1394 09:46
چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست ! درین ساحل که من افتاده ام خاموش . غمم دریا , دلم تنهاست . وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست ! خروش موج , با من می کند نجوا , که : هر کس دل به دریا زد رهایی یافت ! که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت ... مرا آن دل که بر دریا زنم , نیست ! ز پا این بند خونین بر کنم نیست , امید آنکه جان...
-
مـــــــــــــــرد کـــــــه باشــــــــی بایــــد :
جمعه 10 مهرماه سال 1394 09:47
مـــــــــــــــرد کـــــــه باشــــــــی بایــــد : برای هضم دلتنگی هایت قدم بزنی و با نگاهت با سنگ فرش خیابان ها و پیاده روها حرف بزنی … برای حجم تلخ بی کسی هایت سکوت کنی … شانه هایت را پناه گریه اش کنی و در عوض دست های مردانه ات سرپوش اشک هایت باشد … اما … گــــــــریه نکن ! محکم باش ! مانند دستانت … مثال شانه هایت...
-
بگو تاریکی
پنجشنبه 9 مهرماه سال 1394 10:08
بگو تاریکی تو هم مثل من دل ت برای سایه ات تنگ میشود..؟ "شهریار بهروز"
-
هر شب خواب تو را می بینم..
چهارشنبه 8 مهرماه سال 1394 09:52
دستم را زیر سرم میگذارم و به خواب میروم ، من و دستم هر شب، خواب تو را میبینیم ، عزیزم ما حتمن عاشق همیم که اینهمه از هم دوریم . "غلامرضابروسان"
-
همچنان به لبخندزدن ادامه بده
سهشنبه 7 مهرماه سال 1394 09:53
-
پاییزم را آغاز میکنم و
دوشنبه 6 مهرماه سال 1394 09:39
پاییزم را آغاز میکنم و هر روز کوله بار تنهاییم را تنهاتر از قبل به دوش میکشم بی آنکه دست مهربانت با گرمای زندگی بخشش مرا دریابد بی آنکه با روشنی چشمان عاشقت صبح را آغاز کنم .. و بی آنکه در را به رویم بگشایی و در آغوش امنت پناهم دهی ای پاییز نیا .. " از آخرین تلاش زمستان یک باغ بی شکوفه ماند برجای من سردم است مادر...
-
ت آمده ای از راه رسیده ای.
یکشنبه 5 مهرماه سال 1394 10:05
تو آمده ای از راه رسیده ای رسیده ای آن قدر شیرین کــه انگار از لبخنده ی ماه آویخته ای و شیـرابـه های عسل دیگر بـاید بچینمت ! { رضا کاظمی }
-
پیچ و تاب تند جاده ها را دوست دارم
شنبه 4 مهرماه سال 1394 09:21
پیچ و تاب تند جاده ها را دوست دارم وقتی عبور از این پیچ و تاب در اتوبوسی کنار تو ناخواسته ما را به آغوش هم می کشاند. "احسان نصری"
-
دلتنگ توام..
جمعه 3 مهرماه سال 1394 09:37
-
پاییز!!!!
چهارشنبه 1 مهرماه سال 1394 10:02
پاییز!!! سهم حنجره من.. تو سعی کن سرشار از بهار بماند ترانه ات! "مهدی فرجی"
-
در آرامش من پلنگی است
سهشنبه 31 شهریورماه سال 1394 11:12
در آرامش من پلنگی است با لبخندی صورتی آه میکشد چه جهان عجیبیست که در آهویی زندانی است. "شمس لنگرودی"
-
تمرین کنیم وقتی عصبانی هستیم..
دوشنبه 30 شهریورماه سال 1394 09:50
-
باختم تا قیام قیامت!!!
یکشنبه 29 شهریورماه سال 1394 10:27
یه روز غروب؛ یه نفر اومد طرفای تجریش گفت: میای بازی؟ گفتم: ها! تو همون دستِ اول؛ بُر نخورده گفت: دل ! عجب حکمی کرده .. باختم، تا قیامِ قیامت ! "سیدعلی صالحی"
-
آنقدر شاعرم
جمعه 27 شهریورماه سال 1394 15:23
بلیط قطار را پاره میکنم و با آخرین گلهی گوزن ها به خانه برمیگردم آنقدر شاعرم که شاخهایم شکوفه داده است! و آوازم چون مهای بر دریاچه میگذرد : شلیک هر گلوله خشمی است که از تفنگ کم میشود سینهام را آماده کردهام تا تو مهربانتر شوی... "گروس عبدالملکیان"
-
" من " همانم که دیده ای نه آنکه شنیده ای...
جمعه 27 شهریورماه سال 1394 15:22
همیشه آنچه که درباره " من " میدانی باور کن , نه آنچه که پشت سر "من" شنیده ای " من " همانم که دیده ای نه آنکه شنیده ای...
-
تو می روی ومن..
پنجشنبه 26 شهریورماه سال 1394 09:55
تو میروی و من رسوب میشوم ته ماندهای که دور باید ریخت ... 2 خستهتر از آنم که لیوانی چای آرامم کند آغوش گرم ترا میخواهم در جنگلی ناشناس وقتی که آسمان از لابهلای شاخهها سرک میکشد ... (فریبا عرب نیا)
-
این صندلی که جای تو خالیست روی آن
سهشنبه 24 شهریورماه سال 1394 09:52
این صندلی که جای تو خالیست روی آن یعنی که آمدی، که نشستی، که ناگهان پروانـــه وار پیـــله دراندی و پـــــر زدی رفتی به سمت نقطه ی پایان آسمان اعجاب رفتنت در و دیــــوار را گرفت حتا دهان پنجره باز است همچنان بعد از تو لفظ و لهجه ی ساعت عوض شده است طــوری کـــه حس نمی شود از چرخشش زمـــان دیـدم کــــه بعد رفتــن تــــو...
-
مـردم آنـطـور کـه تـربـیـت شـده انـد مـی بـیـنـنـد
دوشنبه 16 شهریورماه سال 1394 10:24
پـیـری بـه جـوانـی گـفـت: کـچـل کـن بـرو بـالـا شـهـر....هـمـه فـکـر مـی کـنـن مـدِ بـرو وسـط شـهـر....فـکـر مـی کـنـن سـربـازی بـرو پـایـیـن شـهـر....فـکـر مـی کـنـن زنـدان بـودی ایـن هـمـه اخـتلـاف... فـقـط در شـعـاع چـنـد کـیـلـومـتـر مـردم آنـطـور کـه تـربـیـت شـده انـد مـی بـیـنـنـد از قـضـاوت مـردم نـتـرس در...
-
می پودم در تار ِ تو
جمعه 13 شهریورماه سال 1394 10:12
نشسته ام که سر در گمی کنی در شانه هایم از علی الطلوع چشم های تو تا صلاة ِ ظهر از آن بگویم که تمام گنبدها از دهان من پر شود گم کنم سرم را لای سینه هایت ... مزه بریزم که خنده بگیری ... آرام بگیری که آغوش بگیرم با رام ِ پنجه های تو از بازوان من ... تور شدن به هردویمان می آید می پودم در تار ِ تو آنقدر که اشک هایم را هم از...