-
بی جام لبت حالی ندارم
سهشنبه 14 دیماه سال 1395 15:08
بی جام لبت حالی ندارم افسرده ام و بالی ندارم گر باده زآن جام بنوشم کی زرد و پریشان و خموشم مملو شوم از شادی و مستی هر شب بزنم بر در هستی گر اهل دل و اهل وفایی یک لحظه نزن حرف جدایی خود جام مرا پر کن از آن لب تا سینه نسوزد دگر از تب ای هستی من بسته به جانت مستم کن از آن جام لبانت علاءالدین احمدی
-
فقط می خواهم تو را یاد بگیرم
دوشنبه 13 دیماه سال 1395 14:59
خیلی چیزها بلدم عشق من حالا دیگر فقط می خواهم تو را یاد بگیرم نقطه به نقطه... عباس معروفی
-
سه چیز تحملش خیلیسخته :
یکشنبه 12 دیماه سال 1395 10:43
╠╬╬╬╬╬╬╣ سه چیز تحملش خیلیسخته : ₰ ₰ ₰ 1 - حق باتو باشه ولی بهت زور بگن ! ❧ ₰ ₰ ₰ 2- بدونی دارن بهت دروغ میگن اما نتونی ثابت کنی ! ❧ ₰ ₰ ₰ 3- ن تونی حرف دلت و بزنی و مجبورباشی سکوت کنی ❧ ╠╬╬╬ ╬╬╬╣
-
و کاش پشتِ انبوهِ خاکستری پنجره
شنبه 11 دیماه سال 1395 10:29
و کاش پشتِ انبوهِ خاکستری پنجره زنی را میدید ایستاده بر آستانه ی فصلی سرد که مثلِ فروغ بوسه میطلبید و باران و آغوشی بی قرار و کاش خاطره ی باغِ از هجوم هیچ کلاغی نمیترسید کاش هیچکس نمیترسید نیکی فیروزکوهی
-
به کسی که عاشق توست بگو
جمعه 10 دیماه سال 1395 10:15
به کسی که عاشق توست بگو هر روز با زیباترین تعابیر جهان بیدارت کند من اینجا هر شب تو را با زیباترین تعابیر جهان به خواب می سپارم "کامران رسول زاده"
-
الهی
پنجشنبه 9 دیماه سال 1395 15:41
-
چشم در راه کسی هستم
چهارشنبه 8 دیماه سال 1395 10:46
چشم در راه کسی هستم کوله بارش بر دوش آفتابش در دست خنده بر لب ، گل به دامن ، پیروز کوله بارش سرشار از عشق ، امید آفتابش نوروز باسلامش ، شادی در کلامش ، لبخند از نقس هایش گُل می بارد با قدم هایش گُل می کارد مهربان ، زیبا ، دوست روح هستی با اوست قصه ساده ست ، معما مشمار چشم در راه بهارم آری چشم در راهِ بهار فریدون مشیری
-
به من هرگز نگو "دوستت دارم"!
سهشنبه 7 دیماه سال 1395 15:14
به من هرگز نگو " دوستت دارم "! گوشم از تکرار لفظ این نخ نماترین جمله تاریخ پر است. چشمهایت به تنهایی برای گفتن تمام آنچه در قلب توست، کافی ست. در چشمهای تو فریادی ست، آن هنگام که "دوستت دارم" را با بغضی بی اختیار در برابرم معنا می کنی. "دوستت دارم" را نگو؛ با سکوت معصومانهی نگاهت فریاد...
-
ﻗﺮﺍﺭ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﻮﺩ.
دوشنبه 6 دیماه سال 1395 10:50
ﻗﺮﺍﺭ ﻣﺎ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﻮﺩ. ﻓﻘﻂ ﻫﻤﯿﻦ ... ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺖ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ! ﻣﻦ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻫﻤﺎﻥ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﻡ ... ﻭ ﺻﺒﺢ ﻓﺮﺩﺍ ﺍﻋﺠﺎﺯ ﺩﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎرﻩ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. ﻟﻌﻨﺘﯽ! ﻣﺮﮒ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. "علیرضا اسفندیاری"
-
من نشانی از تو ندارم..
یکشنبه 5 دیماه سال 1395 10:47
من نشانی از تو ندارم.. اما نشانیم را برای تو مینویسم.. در عصر های انتظار به حوالی بی کسی ام قدم بگذار خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه های تنهایی شو .. سپس در کلبه را باز کن .. مرا خواهی دید با بغضی کویری که غرق اشک پشت دیوار ها نشسته ام........
-
آفتاب را پشت دروازه ی شب منتظر نشانده ام
شنبه 4 دیماه سال 1395 10:40
آفتاب را پشت دروازه ی شب منتظر نشانده ام و طلوع را به دیداری عاشقانه دعوت کرده ام امشب چقدر ستاره می پاشد بر آسمان دلم و صبح که بیاید حتما تو در آغوش منی! "سارا قبادی"
-
چقدر قلبم برای تو تند می زند!
جمعه 3 دیماه سال 1395 10:21
چقدر قلبم برای تو تند می زند! و من هیچ وقت نتوانستم طپش هایم را با نبض احساس تو تنظیم کنم چقدر ما از هم دوریم و عشق فقط گریبان مرا گرفت...! "سارا قبادی"
-
تاوان
پنجشنبه 2 دیماه سال 1395 10:47
-
گرفتاریه این دنیا در این است
چهارشنبه 1 دیماه سال 1395 10:49
-
زان لحظه که دیده بررخت واکردم
سهشنبه 30 آذرماه سال 1395 11:00
زان لحظه که دیده بررخت واکردم دل دادم و شعر عشق انشاء کردم نی، نی غلطم، کجا سرودم شعری تو شعر سرودی و من امضاء کردم "حمید مصدق"
-
می گفتند تنها چیزی که همه ی درد ها را دوا می کند
دوشنبه 29 آذرماه سال 1395 10:27
می گفتند تنها چیزی که همه ی درد ها را دوا می کند عش ق است پیدا بود که هنوز مبتلا نشده بودند.... ^رومن_گاری^
-
کسی که دوستش دارم،
یکشنبه 28 آذرماه سال 1395 10:54
کسی که دوستش دارم، غزل است...! اسمش که نه چشم هاش...! "رضا کاظمی"
-
ﻋﺰﯾﺰﻡ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺷﮑﺖ ﺭﺍ
شنبه 27 آذرماه سال 1395 15:15
ﻋﺰﯾﺰﻡ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ ﺍﺷﮑﺖ ﺭﺍ ﺯ ﺟﺎ ﺑﺮﺧﯿﺰ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻣﻦ ﺯﻧﺪﻩﺍﯼ، ﻣﻦ ﺩﺭ ﺗﻮ ﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﯽﻣﯿﺮﯾﻢ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥِ ﺩﮔﺮ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺭﺍ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﯽﮔﯿﺮﯾﻢ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺎﺳﺖ ﭘﯿﺮﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺎﺳﺖ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﺑﻬﺮﻭﺯﯼ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺁﺑﺎﺩﯼﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﻻﻟﻪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﻥ ﺷﻬﯿﺪﺍﻥ ﻣﯽﺩﻣﺪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻮﯾﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﺳﺖ ... // // ﻫﻮﺷﻨﮓ ﺍﺑﺘﻬﺎﺝ
-
یکی باید باشد
جمعه 26 آذرماه سال 1395 09:59
پشت پنجره اولین برف زمستانی را نگاه میکنم خانه گرم گرم است اما بدنم از سرما میلرزد نمیدانم از برف است یا از تنهایی برای خود چای میریزم پتو را بدورم میپیچم شاید کمی گرم شوم بی فایده است دستانم پاهایم چون تکه ای از یخ سرد سردند به تو فکر میکنم آه میکشم بخود میگویم یکی باید باشد یکی که دستانش آغوشش نگاهش احساسش گرمابخش...
-
پیمانه میزنم با چشم های تو
پنجشنبه 25 آذرماه سال 1395 10:35
حالا که درسکونت جان در جام عشق نوبت ِمستی ِماست پیمانه میزنم با چشم های تو مدام مدام ... نیلوفرثانی
-
زمانی که زنی سکوت می کند
چهارشنبه 24 آذرماه سال 1395 10:17
زمانی که زنی سکوت می کند مطمئن باشید دارد با دردهایش خلوت می کند دردهائی که مثل خوره روحش را می آزارد دردهای عقده شده ای که محرمی ندارد #گیتی_رسائی
-
ای کاش میتوانستم
سهشنبه 23 آذرماه سال 1395 10:34
ای کاش میتوانستم یک لحظه میتوانستم ای کاش بر شانه های خو د بنشانم این خلق بیشمار را، گرد حباب خاک بگردانم تا با دو چشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست و باورم کنند شاملو
-
حتا پیشپا افتادهترین لهجههایِ جهان
دوشنبه 22 آذرماه سال 1395 10:18
حتا پیشپا افتادهترین لهجههایِ جهان را هم نمیفهمی، وقتی به زبانِ مادریات عاشق شده باشی و «دوستت دارم» هایَت را به زبانِ بیگانه بگویی! . . . با زبانِ بیزبانی عاشقت شدم و با لهجهی سکوت برایَت مُردم! نسترن وثوقی
-
غربت از آدم مرد می سازد!
یکشنبه 21 آذرماه سال 1395 10:35
غربت از آدم مرد می سازد! مرد غریبه ای که آرام آرام با خودش می سازد. "کامران رسول زاده"
-
پیچک نگاهــــــــــــم
شنبه 20 آذرماه سال 1395 10:38
پیچک نگاهــــــــــــم دزدانه تا پشت پنجــــرهی اتـــــــاقِ تــــــــو بالا آمـــــــده به کجــــــا خیـــــــــره شـــــــدهای بــــــــــــــاران کـــــــــــــه بگیـــــــــــــــرد تمام پنجـــــــــــــره پـــــــــــر از پیچک خواهد بود ... // // کیکاووس یاکیده
-
دستان تو
جمعه 19 آذرماه سال 1395 10:37
-
شوقِ رسیدن به تو
پنجشنبه 18 آذرماه سال 1395 10:30
رودی که میرود و میرود و به هیچ دریایی راه نمییابد شوقِ رسیدن به تو در من اینگونه است!
-
ارغوانم آنجاست
چهارشنبه 17 آذرماه سال 1395 10:46
ارغوانم آنجاست ارغوانم تنهاست ارغوانم دارد میگرید چون دلِ من که چنین خونآلود هر دم از دیده فرو میریزد ارغوان اینچه رازیست که هر بار بهار با عزایِ دلِ ما میآید؟ هوشنگ ابتهاج
-
عشق
سهشنبه 16 آذرماه سال 1395 10:25
گچ و تخته های سیاه گچ و ناخن های سفید گچ و هراس دختران کلاس هنگام نوشتن عشق که یاران فراموش کردند " عشق " ((بیژن نجدی))
-
من شاعر کودنی هستم
دوشنبه 15 آذرماه سال 1395 10:35
باور کن من شاعرِ کودنی هستم که به جایِ مجاب کردنِ کلمات بیست و هفت ساعتِ متوالی است که با اشک نقشِ اندوه را بر گونه هایَم طراحی می کنم تا این تصویرِ غمگین را بر قابِ روزهای ات بیاویزی باور کن من شاعر کودنی هستم وگرنه می توانستم کلمات را مجاب کنم و دست کم شعری بگویم تا از دست نروی! نسترن وثوقی