-
تسلیت
یکشنبه 9 شهریورماه سال 1399 12:27
-
راهــــی به خـــدا دارد
یکشنبه 9 شهریورماه سال 1399 12:26
#شهریار راهــــی به خـــدا دارد خلوتــگه تنـــهایی آنجا که روی از خود آنجا که به خود آیــی...
-
بر بساط عاشقی از روی اخلاص و یقین
یکشنبه 9 شهریورماه سال 1399 12:18
بر بساط عاشقی از روی اخلاص و یقین چون ببازی جان و تن مقصود آنگه حاصلست زینهار از روی غفلت این سخن بازی مدان زانکه سر در باختن در عشق اول منزلست #سنایی
-
دو ماهی شاید از بس با هم بودند،
یکشنبه 9 شهریورماه سال 1399 12:17
دو ماهی شاید از بس با هم بودند، همسان بودند؛ یا شاید چون همسان بودند، همدم بودند. گردش هماهنگ از همدمی بود، یا همدمی از گردش هماهنگ زاده بود؟ یا شاید همزاد بودند. آیا ماهی همزادی دارد؟ مرد آهنگی نمی شنید، اما پسندید بیاندیشد که ماهی نوایی دارد، یا گوش شنوایی، که آهنگ یگانگی می پذیرد . اما چرا نه ماهیان دیگر؟
-
این که با خود میکشم هر سو، نپنداری تن است
یکشنبه 9 شهریورماه سال 1399 12:12
این که با خود میکشم هر سو، نپنداری تن است گورِ گردان است و در او آرزوهای من است! آتش ِ سردم که دارم جلوهها در تیرگی چون غزالان در سیاهی دیدگانم روشن است آسمان را من جگر خون کردم از اندوه خویش در جگر گاه ِ افق، خورشید، سوزن سوزن است سینهام آتش گرفت و شد نگاهم شعله بار خانه میسوزد، نمایان شعلهها از روزن است...
-
لبیک یا حسین
یکشنبه 9 شهریورماه سال 1399 12:11
-
آن درد ندارم که طبیبان دانند
یکشنبه 9 شهریورماه سال 1399 12:11
آن درد ندارم که طبیبان دانند دردی ست محبت که حبیبان دانند ما را غم روی آشنایی کشتهست این حال نباید که غریبان دانند #سعدی
-
چه رفتنها که میارزد به بودنهای پوشالی
یکشنبه 9 شهریورماه سال 1399 12:11
چه رفتنها که میارزد به بودنهای پوشالی چه آغوشی، چه امّیدی به این احساسِ تو خالی کبوتر با کبوتر مانده اما از سر اجبار در این دنیای تودرتو، تو دیگر از چه مینالی؟ یکی را دوستش داری که او دنبال غیر از توست کجا دیدی جهانی را به این شوریده احوالی؟ #سیمین_بهبهانی
-
آنچنان شجاع و ساکتی که
یکشنبه 9 شهریورماه سال 1399 12:10
آنچنان شجاع و ساکتی که فراموشم شد رنج می کشی ...
-
«بیعشق نفس زدن حرام است مرا»
شنبه 8 شهریورماه سال 1399 12:52
«بیعشق نفس زدن حرام است مرا» یعنی که فرقی نمیکند، کِی. کجا. یعنی که مهم نیست روزگار دارد چه بلایی سرم میآورد! یعنی که من در همه حال چه «ایستاده» چه «نشسته» و چه «آرمیده» مدام به یاد توام... «الَّذِینَ یذْکرُونَ اللَّهَ قِیماً وَ قُعُوداً وَ عَلَی جُنُوبِهِمْ...»
-
آدم های اینجا
شنبه 8 شهریورماه سال 1399 12:52
آدم های اینجا هیچکدام شبیه تو نیستند دلتنگت که میشوم چشم هایم را میبندم باران را تجسّم میکنم تو زلال مهربانی مهربان زلالی #دنیا غلامی
-
هنوز بوی عطرت را دوست دارم
شنبه 8 شهریورماه سال 1399 12:11
هنوز بوی عطرت را دوست دارم هوای مرددِ لبخندت را و این همه سال را که در هر نگاه گذرا رازی را کشف کردیم که جز من و تو همه از آن بی خبرند. شاید برای پرسه زدن با تو زمستان فصل بهتری باشد اگر فراموش نکنی من ادامه ی خواهشی گم شده ام که یک روز به آغوشت باز خواهم گشت. "نیلوفر لاری پور"
-
و خدارا فراوان یادڪنید،
شنبه 8 شهریورماه سال 1399 11:55
وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثِیرًا لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ و خدارا فراوان یادڪنید، تا رستگار شوید! انفال/۴۴
-
یک عمر اشتباه کردن،
شنبه 8 شهریورماه سال 1399 11:48
یک عمر اشتباه کردن، نه تنها افتخار آمیز است، بلکه بسیار سودمند تر از یک عمر نشستن بیهوده است...
-
چون نباشد دل به جای خود، زره دام بلاست
شنبه 8 شهریورماه سال 1399 11:45
چون نباشد دل به جای خود، زره دام بلاست اهل جرأت را لباس جنگ، پیراهن بس است #صائب_تبریزی
-
یا حسین(ع)
شنبه 8 شهریورماه سال 1399 11:43
-
سر میکشم تو را ای لذتِ مُدام...
شنبه 8 شهریورماه سال 1399 11:42
سر میکشم تو را ای لذتِ مُدام... مریم قهرمانلو
-
اگر به من بود که ماه را
شنبه 8 شهریورماه سال 1399 11:41
اگر به من بود که ماه را می انداختم تویِ کارخانه نساجی تا برایت از مهتاب لباس بدوزند، آنوقت همیشه دکمه های شب با دست های قشنگ تو بسته می شد. سید_طه_صداقت
-
کسی هست،
جمعه 7 شهریورماه سال 1399 12:13
کسی هست، که در سکوت دوستت میدارد، در سکوت احترامت میکند، و میان خودش و جاناش تو را آرزو میکند، دور میشود، وقتی میبیند که تو با دیگری سرگرمی؛ غرورش او را از نزدیک شدن به تو باز میدارد، و به عشق بسنده میکند، به خاطر عشق...
-
آخرین پرنده را هم رها کرده ام
جمعه 7 شهریورماه سال 1399 12:12
آخرین پرنده را هم رها کرده ام امّا هنوز غمگینم ! چیزی در این قفس خالی هست که ... آزاد نمی شود ... - گروس عبدالملکیان -
-
جام دریا از شراب بوسه خورشید لبریز است
جمعه 7 شهریورماه سال 1399 12:11
جام دریا از شراب بوسه خورشید لبریز است جنگل شب تا سحر تن شسته در باران خیال انگیز ! ما ، به قدر جام چشمان خود ، از افسون این خمخانه سر مستیم در من این احساس : مهر می ورزیم پس هستیم ! "فریدون مشیری"
-
توبه کردم که دگر باده پرستی نکنم
جمعه 7 شهریورماه سال 1399 12:09
توبه کردم که دگر باده پرستی نکنم می ننوشم، نکشم عربده، مستی نکنم مست بودم که چنین توبه مستی کردم عهد بستم که دگر توبه زمستی نکنم ... "ابوسعید ابوالخیر"
-
یا بی بی حضرت معصومه
جمعه 7 شهریورماه سال 1399 12:02
-
اگر میخواهی با مردنت زود فراموش نشوی،
جمعه 7 شهریورماه سال 1399 11:55
اگر میخواهی با مردنت زود فراموش نشوی، یا چیزهایی بنویس که ارزش خواندن داشته باشد، یا کارهایی بکن که ارزش نوشتن داشته باشد.
-
همه آباد نشینان ز خرابی ترسند
جمعه 7 شهریورماه سال 1399 11:53
همه آباد نشینان ز خرابی ترسند من خرابت شدم و دم به دم آبادترم......
-
سلام بر مظلوم عالم
جمعه 7 شهریورماه سال 1399 11:47
-
دستانت ذات شعرند در فرم و معنا...
جمعه 7 شهریورماه سال 1399 11:42
دستانت ذات شعرند در فرم و معنا...
-
دلش گرفته
پنجشنبه 6 شهریورماه سال 1399 12:10
-
گفته بودی که تمامم به وفا
پنجشنبه 6 شهریورماه سال 1399 12:09
گفته بودی که تمامم به وفا برو ای شوخ که بس مختصری... خاقانی
-
عقاید یک دلقک
پنجشنبه 6 شهریورماه سال 1399 12:01
از مسخره شدن نترس همه ی ما دلقکیم...