-
هر چیز قاعده ای دارد
پنجشنبه 22 آبانماه سال 1399 15:28
هر چیز قاعده ای دارد جز عشق و عشق انگار تا ابد بی قاعده ست ...
-
من زیستنم قصہ ے مردم شده است
پنجشنبه 22 آبانماه سال 1399 15:24
من زیستنم قصہ ے مردم شده است یک «تـو» وسط زندگے ام گم شده است...
-
حیف از آن روزها که من با خشم
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1399 16:12
حیف از آن روزها که من با خشم به تو چون دشمنی نظر کردم پوچ پنداشتم فریب تو را ز تو ماندم، تو را هدر کردم .. فروغ_فرخزاد
-
نـه فـقـط از تـو اگــر دل بـکنـم می میرم
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1399 16:10
نـه فـقـط از تـو اگــر دل بـکنـم می میرم سایـه ات نـیـز بـیـفـتـد به تنـم می میرم بین جان من و پیراهن من فرقی نیست هـر یکی را کـه بـرایـت بـکَـنـم می میرم بـرق چـشمـان تــو از دور مـرا می گـیـرد مـن اگـر دسـت بـه زلفـت بزنم می میرم بـازی مـاهی و گـربـه است نظر بـازی مـا مثل یک تنگ شبی می شکنم می میرم روح ِ برخاسته از...
-
غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبود
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1399 16:02
غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبود منکه پیشانی نوشتم جز پریشانی نبود همدمی ما بین آدمها اگر مییافتم آه من در سینهام یک عمر زندانی نبود دوستان رو به رو و دشمنان پشت سر هرچه بود آیین این مردم مسلمانی نبود خار چشم این و آن گردیدن از گردنکشیست دسترنج کاجها غیر از پشیمانی نبود چشم کافرکیش را با وحدت ابرو چه کار ؟...
-
دوست دارمش...
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1399 16:00
دوست دارمش... از میان پلک های نیمه باز خسته دل نگاه می کنم کاش با همین سکوت و با همین صفا در میان بازوان من خاک می شدی #فروغ_فرخزاد
-
فکر میکنم به گریه در وسطِ شعرهایی از سعدی ،
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1399 15:59
.... فکر میکنم به گریه در وسطِ شعرهایی از سعدی ، به چای خوردنِ تو پیشِ آدم ِ بعدی...
-
دیگران می توانند غم هایت را بشمرند.
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1399 15:56
دیگران می توانند غم هایت را بشمرند. اما فقط خودت می توانی حاصل جمع شان را بفهمی. عرفان صفرپور
-
اسمش را خودکشی نگذار ،
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1399 15:54
اسمش را خودکشی نگذار ، حتی نهنگی مثل من که عمق اقیانوس را دیده دلش برای سواحل تو تنگ میشود کامران رسول زاده
-
روشنایی را که فرا بخوانی
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1399 15:53
روشنایی را که فرا بخوانی آفتاب نزد تو می آید با کتابی خوانا به یادگار موج را که فرا بخوانی دریا نزد تو می آید با رودخانه ای بی پایان برای تو و عشق به آدمی را که فرا بخوانی آینده نزدِ تو می آید و خوشبختی بی خللِ خاک را به تو خواهد بخشید...
-
باید که ز داغم خبری داشته باشد
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1399 15:53
باید که ز داغم خبری داشته باشد هر مرد که با خود جگری داشته باشد حالم چو دلیریست که از بخت بد خویش در لشکر دشمن پسری داشته باشد ! ... سخت است پیمبر شده باشی و ببینی فرزند تو دین دگری داشته باشد ! آویخته از گردن من شاهکلیدی این کاخ کهن بی که دری داشته باشد سردرگمیام داد گره در گره اندوه خوشبخت کلافی که سری داشته...
-
مردم خوب آنهایی هستند که به تناسب درکشان
چهارشنبه 21 آبانماه سال 1399 15:52
مردم خوب آنهایی هستند که به تناسب درکشان بهترین کاری که از دستشان ساخته است انجام میدهند.
-
هر شب به رفتن فکر می کنم اما
سهشنبه 20 آبانماه سال 1399 16:12
هر شب به رفتن فکر می کنم اما هر صبح پیراهنم را از چمدانی که در خیال بسته بودم بیرون می کشم هر شب به رفتن فکر می کنم اما هر صبح موهایم را می بافم سر کار می روم و به نرفتن ادامه می دهم چند زن مثل من مدام لای لیوان های ته گنجه در پی دری به سمت کوچیدنند چند تن مثل من ملافه ها را جوری صاف می کنند که انگار جاده های جهان را...
-
..حالا که شب میشود به یاد تو هستم.
سهشنبه 20 آبانماه سال 1399 16:10
..حالا که شب میشود به یاد تو هستم. کاش خداحافظی نمیکردی و میرفتی، من عمری خداحافظی تو را به یاد داشتم، پاییز پشت پنجره استوار ایستاده است مرا نظاره میکند که چرا من هنوز جهان را ترک نکردهام، من که قلب فرسوده دارم من که باید با قلب فرسوده کمکم تو را فراموش کنم.... احمدرضا احمدی
-
در وضعِ روزگار نظر کن به چشمِ عقل
سهشنبه 20 آبانماه سال 1399 16:08
در وضعِ روزگار نظر کن به چشمِ عقل احوالِ کس مپرس که جایِ سوال نیست
-
آتش باشی برای تو هیزم میشوم
سهشنبه 20 آبانماه سال 1399 16:02
آتش باشی برای تو هیزم میشوم دریا بروی پارو تو همیشه درست پنداشتهای دل من شبیه تکه سنگی است که میخواهم تو با همه خستگیهایت یک لحظه به من تکیه کنی شمس لنگرودی
-
دوست داشتن ات بارانی ست
سهشنبه 20 آبانماه سال 1399 16:01
دوست داشتن ات بارانی ست که هر قطره اش یک تو بر من می بارد و من با دهان جانم تو را می نوشم پرویزصادقی
-
آن سو ریسمانی تو را می کشد
سهشنبه 20 آبانماه سال 1399 16:01
آن سو ریسمانی تو را می کشد که به پایت بسته شده این سو ریسمانی , که به قلبت پایت اگر جدا شود , زنده خواهی ماند قلبت اما خودت می دانی افشین یداللهی
-
پاییز باشد و
سهشنبه 20 آبانماه سال 1399 15:59
پاییز باشد و برف ! باران باد برگ ریزان . .. چطور دلت می آید که نباشی ؟
-
با یک گل بهار نمی شود
سهشنبه 20 آبانماه سال 1399 15:59
با یک گل بهار نمی شود یک برگ خشک اما تمامِ پاییز است سینا بهمنش
-
گناهانم را دوست دارم
سهشنبه 20 آبانماه سال 1399 15:57
گناهانم را دوست دارم بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام می دانی چرا ؟ آن ها واقعی ترین انتخاب های منند سید علی صالحی
-
می دانی خدا برای خنده های تو
سهشنبه 20 آبانماه سال 1399 15:50
می دانی خدا برای خنده های تو چند ردیف درخت سیب کاشته؟ | رسول ادهمی
-
پرسیدم ... چطور ، بهتر زندگی کنم ؟
دوشنبه 19 آبانماه سال 1399 15:52
پرسیدم ... چطور ، بهتر زندگی کنم ؟ جواب داد : گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر با اعتماد ، زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز شک هایت را باور نکن و به باورهایت شک نکن زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی ... زلال باش ... فرقی نمی کند که گودال...
-
روی بنمایی و دل از من شوریده ربایی
دوشنبه 19 آبانماه سال 1399 15:51
روی بنمایی و دل از من شوریده ربایی تو چه شوخی که دل از مردم بیدیده ربایی تو که خود فاش توانی دل یک شهر ربودن دل شوریده روا نیست که دزدیده ربایی شوریده شیرازی
-
این عطر را که به تنت می زنی
دوشنبه 19 آبانماه سال 1399 15:47
این عطر را که به تنت می زنی موسیقی آرامی است با امضای خاص تو که جعل اش محال است ...! نزار_قبانی
-
رنج عشق
دوشنبه 19 آبانماه سال 1399 15:45
به او می گفت: "تا جوان هستی سعی کن تا جایی که می توانی رنج عشق را بچشی. چون اینطور چیزها تا آخر عمر نمی ماند." گابریل گارسیا مارکز
-
به یادتان می آورم تا بدانید که،
دوشنبه 19 آبانماه سال 1399 15:44
به یادتان می آورم تا بدانید که، زیباترین منش آدمی محبت اوست، پس محبت کنید، چه به دوست، چه به دشمن…. که محبت دوست را بزرگ کند و دشمن را نیز دوست (کورش کبیر)
-
من که میگویم وقتی عاشق شدی
دوشنبه 19 آبانماه سال 1399 15:41
من که میگویم وقتی عاشق شدی باید روزی هزار وعده دوستش بداری هزار وعده قربان صدقه اش بروی صدایت کرد، با تمام وجود و جانت بگویی جان دلم همیشه آغوشت را برای دلتنگی هایش باز کنی مبادا شوی کوله بارش باید شوی آرام جانش مبادا از قصد برنجانی باید دلیل خندیدنش باشی باید طوری باشی که وقتی از خستگی های زمانه به آغوشت پناه...
-
از همین الان شروع کن!
دوشنبه 19 آبانماه سال 1399 15:32
باید جهان را "بهـــــــتر" از آنـچه تحــویل گرفتــــهای، تحــــویل بدهـــــی!! خواه با فرزنــدی خوب، یا باغچهای سرسبز... اگر فقط یک نفر با "بودن تــــو" سادهتر نَفَـــــس کشید، یعنی موفـــق شده ای ... (^_^) . . . . از همین الان شروع کن!
-
گاهی دلت میخواهد از دید بعضی آدم ها پنهان بمانی
دوشنبه 19 آبانماه سال 1399 15:24
گاهی دلت میخواهد از دید بعضی آدم ها پنهان بمانی آدم هایی که مدام توی زندگیت سرک می کشند و با ژست صمیمیت داشته هایت را می شمرند احساساتت را خط کشی می کنند اشتباهاتت را سرزنش می کنند به چیزهایی که خود ندارند حسادت می کنند دست می گذارند روی نقطه ضعف هایت و آن را بزرگ و بزرگتر می کنند و هر کاری که لازم باشد می کنند تا تو...