-
اگر تو موسیقی بودی
دوشنبه 31 خردادماه سال 1400 00:48
اگر تو موسیقی بودی بی وقفه به تو گوش میسپردم و اندوهم به شادی بدل میشد آنا آخماتووا
-
هرگز دلم ز کوی تو جائی دگر نرفت
دوشنبه 31 خردادماه سال 1400 00:45
هرگز دلم ز کوی تو جائی دگر نرفت یکدم خیال روی توام از نظر نرفت جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد سر رفت و آرزوی تو از سر بدر نرفت
-
برایت گفتم حافظ شعری بسراید!
دوشنبه 31 خردادماه سال 1400 00:25
برایت گفتم حافظ شعری بسراید! سعدی آن را به آراید! مولانا آن را برقصاند! شهریار آن را تاج دهد! ومن با صدای شاملو برای چشمانت بخوانم! سعیدفرضی زاده
-
از بس بر زخم های دلم
یکشنبه 30 خردادماه سال 1400 01:43
از بس بر زخم های دلم نمک پاشیده اند دلشوره دارم تو بیا..، تا تسکینم دهند پروانه های چادر گُلدارت! مرتضی سنجری
-
نه در خیر خیری نهفته بود
یکشنبه 30 خردادماه سال 1400 01:42
نه در خیر خیری نهفته بود نه در بلی بلا بدور چوب دوسر سوخت بود عاشقی موسی ظهوری آرام
-
نشستم چای خوردم
یکشنبه 30 خردادماه سال 1400 01:38
نشستم چای خوردم شعر گفتم شاملو خواندم اگر منظورت اینها بود خوبم... بهترم یعنی!
-
مرا سخت در آغوش بگیر
یکشنبه 30 خردادماه سال 1400 01:14
مرا سخت در آغوش بگیر اگر دیگر شعفی در تو نیست برای من رنج هایت که هست ...
-
این مست های بی سر و پا را جواب کن
یکشنبه 30 خردادماه سال 1400 01:00
این مست های بی سر و پا را جواب کن امشب شب من است مرا انتخاب کن ...
-
یک رای دارم
یکشنبه 30 خردادماه سال 1400 00:59
یک رای دارم افتخارم انتخاب توست جز چشم های نو مرا حزب و جناحی نیست... علیرضا رنجبر
-
وصال تو بشب کس را میسر چون شود هرگز
یکشنبه 30 خردادماه سال 1400 00:58
وصال تو بشب کس را میسر چون شود هرگز که تو چون روز گردانی بروی خود شبستانرا مرا گویی بده صد جان و بوسی از لبم بستان ندانستم که نزد تو چنین قیمت بود جانرا
-
زن را توانِ دوستی نیست.
شنبه 29 خردادماه سال 1400 00:59
زن را توانِ دوستی نیست. او عشق را میشناسد و بس. فریدریش_ویلهلم_نیچه
-
لبخندت ... را که می بینند !
شنبه 29 خردادماه سال 1400 00:56
لبخندت ... را که می بینند ! طعنه ... سرخوشی میزنند ! ولی نمی دانند ، احوال درونت ! چه بی اندازه ، خراب است . مهدی_قاسمی_نسب
-
عکس هایت را دوست دارم
شنبه 29 خردادماه سال 1400 00:51
عکس هایت را دوست دارم در آن ها طور دیگری هستی لبخند می زنی... عاشقانه نگاه می کنی... و از کنارم نمی روی ! فرشته_رضایی
-
در آیینه مردی بود
شنبه 29 خردادماه سال 1400 00:45
در آیینه مردی بود که همیشه او را می شناختم در چشم های او کلاغی بود که حجم زمان را در آیینه فریاد می کشید.. کیومرث_منشی_زاده
-
حال من بعد از تو حال دانش آموزیست که
شنبه 29 خردادماه سال 1400 00:44
حال من بعد از تو حال دانش آموزیست که خسته از تکلیف شب ، خوابید روی دفترش
-
" دوستت دارم
شنبه 29 خردادماه سال 1400 00:39
دوستت دارم گاه انسان باید در سختی باشد تا به دیگری دست یاری دهد گاه انسان باید با بخت بد روبه رو شود تا هدفش را بهتر بشناسد گاه به طوفان نیاز است تا او قدر آرامش بداند گاه باید به او آسیب رسد تا با احساس تر شود گاه باید در شک و تردید باشد تا به دیگری اطمینان کند گاه باید در گوشه ای تنها بماند تا واقعیت وجود خود را...
-
رفت روی تخت و خوابید.
شنبه 29 خردادماه سال 1400 00:27
رفت روی تخت و خوابید. غمش هم جای دیگری نداشت برود، کنارش دراز کشید. هاروکی موراکامی
-
تن پوشی ندارم به غیر از دستهایت
شنبه 29 خردادماه سال 1400 00:24
تن پوشی ندارم به غیر از دستهایت تمام تنم را بپوشان رهایم نکن "جمانه حداد" مترجم: بابک شاکر
-
امشب با "خودم" قرار دارم
جمعه 28 خردادماه سال 1400 01:16
امشب با "خودم" قرار دارم باید دست در گردنم بیندازم پیشانی ام را ببوسم وَ به "خودم" بگویم : مگر من مُرده ام که تو اینهمه تنها باشی...!؟ مینا_آقازاده
-
مستحب است که گاه
جمعه 28 خردادماه سال 1400 01:07
مستحب است که گاه واجبی را سر بزنی! ماندنت پر از ثواب است ای کاش که نروی... سعید فلاحی
-
دارم خیانت می کنم هر شب به آغوشت
جمعه 28 خردادماه سال 1400 01:02
دارم خیانت می کنم هر شب به آغوشت من جان به لب،او لب به جان،هم بسترم شعر است
-
هروقت حس کردی حالت میزون نیست
جمعه 28 خردادماه سال 1400 00:57
هروقت حس کردی حالت میزون نیست خودت به دادش برس یه قهوه تو یه کافه دنج خودت رو مهمون کن به خودت حرفای قشنگ بزن... حواست باشه این وسط مسطا یه دل هست که تو صاحبشی، نذار فکر کنه فراموشش کردی بخند! خنده هات قشنگن لذت ببر از زندگی.. . حسین_سلیمانی
-
انتظار
جمعه 28 خردادماه سال 1400 00:53
-
مرا پر کن از عطر آغوشت
جمعه 28 خردادماه سال 1400 00:51
مرا پر کن از عطر آغوشت می خواهم بوی بهشت بگیرد پیراهنم پریسا_سیروس
-
انتظار
جمعه 28 خردادماه سال 1400 00:21
-
زن ها تا وقتی کم سن و سالند،
جمعه 28 خردادماه سال 1400 00:16
زن ها تا وقتی کم سن و سالند، عشق برایشان همه چیز است... آب و نان، خواب و خوراک... چشمشان را به روی نقطه ضعف های طرف مقابل می بندند... همین که عاشقشان باشد کفایت می کند... دلشان گرم بوسه های یکهویی، بغل کردن های یکهویی، غیرتی شدن های یکهویی، قهر و آشتی کردن ها و همه این دیوانگی های عاشقانه می شود... اما زن ها هر چه...
-
آن لحظه ها که مات ...
پنجشنبه 27 خردادماه سال 1400 00:37
آن لحظه ها که مات ... در انزوای خویش یا در میان جمع ، خاموش می نشینم ؛ موسیقی نگاه ِ تو را گوش می کنم ! فریدون مشیری
-
آن روزها غربت نبود
پنجشنبه 27 خردادماه سال 1400 00:36
آن روزها غربت نبود و غم میان دو انگشت جای میگرفت...
-
به غیر از بوسه کز تکرار ، رغبت را کند افزون
پنجشنبه 27 خردادماه سال 1400 00:30
به غیر از بوسه کز تکرار ، رغبت را کند افزون کدامین قند را دیگر مُکرّر میتوان خوردن ..؟! صائب تبریزی
-
شبهای گیسوی تو و
پنجشنبه 27 خردادماه سال 1400 00:29
شبهای گیسوی تو و مهتاب چشم ات میخانه ی روی تو و گیلاس لب هات لحن تمنای من و نازِ نگاهت ... اینها بماند ! بالا مکانی ! چند آسمان تا سرزمین بکرِ اندام تو راه است ؟ در خلوت همواره ام یاد تو اغلب می تراود نوستالژی زیبای من! تکرار شد ناز نگاه و شب های گیسوی تو و میخانه ی روی تو و ... هی می شود تکرار دل مشغولی ام هی نامکرر...