-
پروانه منم
شنبه 15 مردادماه سال 1401 11:09
پروانه منم تو چه گویی که سوختی پر خود من همه عمر است که در آتشم می سوزد و دودی ندارد تن من آتشش را خودم میبینم خنده ام را دگران... مهدی عارفخانی
-
لبیک یا حسین(ع)
شنبه 15 مردادماه سال 1401 11:08
-
یک لحظه صبر تا غزلی, تازه سر کنم
شنبه 15 مردادماه سال 1401 11:08
یک لحظه صبر تا غزلی, تازه سر کنم تا این دل خراب تو آرامتر کنم شعرم شبیه موی سیاهت قشنگ نیست بگذار تا که قافیه را تنگتر کنم باید که بیت ناب دو چشم سیاه تو... باید که بیت چشم تو از یادبر کنم تا باورم کنی که تو را دوست دارمت باید دلی که پاره شده پاره تر کنم امشب شبی که شعر برایت بخوانم و این گونه شام خویش کنارت سحر کنم...
-
دور میشوی از من،
شنبه 15 مردادماه سال 1401 11:07
دور میشوی از من، دور تر وُ دور تر وُ دور تر... آن وقت ست که خواهی فهمید: (دوری دوستی نمیآورد!) لیلا طیبی
-
لذت بخش ترین..
شنبه 15 مردادماه سال 1401 11:06
-
سراغ شب را از چشمان سیاه تو باید گرفت
جمعه 14 مردادماه سال 1401 01:51
سراغ شب را از چشمان سیاه تو باید گرفت که این چنین روز بر سر من ریخته مثل شعر عاشقانه میان سپیدی موهایم که برایت سُروده ام، و عمری ست اسم قشنگ تو بر روی لب هایم جاری شده همچون دریاچه ای آبی زیر کمان اَبروهایت پُر از آواز قوهای وحشی هنوز هم بعد از سال ها میتوان از تو نوشت! مرتضی سنجری
-
السلام علیک یااباعبدالله
جمعه 14 مردادماه سال 1401 01:48
-
چه زیباست آغاز با نام عشق
جمعه 14 مردادماه سال 1401 01:46
چه زیباست آغاز با نام عشق و پرواز تا اوج، همگام عشق همای سعادت در آغوش توست اگر دل سپاری به پیغام عشق خوشا آنکه در بزم اهل هنر شراب غزل نوشد از جام عشق نمایی که من دیدم از روزگار ندارد صفایی جز ایّام عشق بنازم به چشمی که با گردشش غزال سخن را کند رام عشق خداوند یکتا پناه شماست قدم گر گذارید در دام عشق بیا تا که با چشم...
-
در نگاهت آتشیست...
جمعه 14 مردادماه سال 1401 01:44
در نگاهت آتشیست... که مرا تا مرز رسوایی میکشاند و بر لبانت بوسه ای... که مرا تا مرز رهایی میرویاند... پیروز پورهادی
-
نام زیبای تو را ،
جمعه 14 مردادماه سال 1401 01:43
نام زیبای تو را ، در دل سنگی شب ، چون طلسم خورشید ، با همه نَفْس و نَفَس ، با همه بود و نبود ، با همه هستی خود ، شکل فریاد شدم ، تا سحر بر خیزد ، زین کهن خواب خوشش ، نام من یادت هست ؟ آه . . . . دیر گاهیست که دیگر سخنی با من دلسوخته ات نیست ،چرا ؟ نکند از من دیوانه به تنگ آمده ای ؟ من که دیوانة چشمان تو ام ، من که در...
-
لبیک یا حسین(ع)
جمعه 14 مردادماه سال 1401 01:41
-
از خدا خواهم تو را با این دعا
جمعه 14 مردادماه سال 1401 01:40
از خدا خواهم تو را با این دعا روز و شب مانی بروی چشم ما فاطمه دانشور
-
باز هم مینویسم
جمعه 14 مردادماه سال 1401 01:40
باز هم مینویسم از تو، خودم و دریا نه به اندازه خواهش موج های سراسیمه و نه حتی به اندازه صبوری ماهیگیران شب من از انتظار دست نخواهم کشید میدانم که دستم از تو همیشه کوتاه است و خوب میدانم که گرمای نگاهت فراموشی به همراه ندارد نه دریا خاموش می شود ، نه موج و من برای تو و دریا خواهم نوشت کوتاه کوتاه، قد همین چند خط دلتنگی...
-
وقتی ندارمت
پنجشنبه 13 مردادماه سال 1401 00:35
وقتی ندارمت هیچ چیز ندارم هیچ چیز پرویز صادقی
-
السلام علیک یااباعبدالله
پنجشنبه 13 مردادماه سال 1401 00:33
-
هر شب که یادت ترانه می شود
پنجشنبه 13 مردادماه سال 1401 00:31
هر شب که یادت ترانه می شود بر بام خیال من کوچه باغ خلوتی ست برای عبور من خسته این آخرین عابر شب و صدای قدم هایی که با نگاه مهتاب گفتگو می کنند و هزار پنجره ی مه آلود که نمی بینند مرا... داود دوستی
-
ترانه تو را میخواند
پنجشنبه 13 مردادماه سال 1401 00:30
ترانه تو را میخواند شبهای تابستان سحرگاهان گیسوان بلند تورا بهانه میکند برای ماندن ابرها سایه سرت ندیدند طوفان بپا کردند میان دشت میان کوچه های شهر جای جای قدمهایت گلهای لاله روی آب برقص در آمده بودند کدامین درخت دشت را نشانه کنم کدامین خاطره را یحیی بهرامی باباحیدری
-
شب، امّا شیدایی
پنجشنبه 13 مردادماه سال 1401 00:29
صبح یعنی صید ِ نور بیداری؛ حیرانی! شب، امّا شیدایی بینایی! فرشته سنگیان
-
السلام علیک یااباعبدالله
پنجشنبه 13 مردادماه سال 1401 00:28
-
چه سوگوارانه
پنجشنبه 13 مردادماه سال 1401 00:26
چه سوگوارانه میخوانمت ای دوریت ترانه رهایی یک زندانی چه بیتابانه میخواهمت ای یافتنت چنان گنجی هزاران ساله چه پرتکرار نگاهت میکنم ای دیدنت سیر و سفر در چشم این زمانه چه خواب آلوده تو را خیال میکنم ای رویای تو میهمان بزم شبانه مهرداد درگاهی
-
وَ نهایت عطر تنت
چهارشنبه 12 مردادماه سال 1401 01:37
وَ نهایت عطر تنت تلخ ترین خاطره ام شد...! فروغ_گودرزی
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 12 مردادماه سال 1401 00:44
قطار آخرین سوت حرکت را کشید وقت رفتن است نیستی اما من با چمدانی پُر از دلتنگی تو را تا همیشه همراه خود بُرده ام... علیرضا میاحی
-
عشق باشد یک خیال
چهارشنبه 12 مردادماه سال 1401 00:42
عشق باشد یک خیال ویک سرآب میبرد از خاطرت هر که را مانند آّب خود کُند . در جان وروحت پیچ و تاب تا ندانی چیست کار صواب ونا صواب مریم ابراهیمی
-
من حسینی شدم..
چهارشنبه 12 مردادماه سال 1401 00:40
-
هرقدر بیشتر میشناسمت غریبه تر میشوی
چهارشنبه 12 مردادماه سال 1401 00:37
هرقدر بیشتر میشناسمت غریبه تر میشوی و آشنا تر به منی که نمیشناسمش حمیدرضا فلاحت پور
-
دلم گل سرخی ست
چهارشنبه 12 مردادماه سال 1401 00:35
دلم گل سرخی ست که برایش تو آفتابُ بارانی و بی تو تقدیرش افتادنُ پائیز ست پرویز صادقی
-
درون من پروانهای رو به مرگ است
چهارشنبه 12 مردادماه سال 1401 00:33
-
《 باز دلتنگت شدم 》 سرمشقِ املایِ تو بود
سهشنبه 11 مردادماه سال 1401 01:34
《 باز دلتنگت شدم 》 سرمشقِ املایِ تو بود این چنین دلبردن از من در الفبایِ تو بود مستعد بودم برایِ گفتنِ : 《عشقِ منی》 روز اول در سرشت ِ من تماشایِ تو بود ای ونوسِ روم ِ قدرتمند و زیبایِ دلم نقطه ضعفم آتشِ چشمِ فریبایِ تو بود دوغ و دوشاب از نگاهِ سرد و مغرورت یکیست سنگ بودن ، در مرام ِ دین ِ بودایِ تو بود گفته بودی زیر...
-
لبیک یا حسین(ع)
سهشنبه 11 مردادماه سال 1401 01:33
-
درگیر آرزوهای خود بودم
سهشنبه 11 مردادماه سال 1401 01:32
درگیر آرزوهای خود بودم آخر من کجا عشق کجا اما شد... و از جوانی موی سفید بیش ندیدم... ویرا بختیاری