| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
بسم رب القلم ، رب نور
خداوند کیهان، خداوند هور
به نام خداوند شعر و زبان
خداوند خورشید و رنگین کمان
به نام خداوند مهر آفرین
خداوند ماه و خدای زمین
خداوند عشق وخدای کریم
خداوندرحمان ،خدای رحیم
نویسیم وآغاز برنام حق
خداوند نو وخدای شفق
سرآغاز شعر وادب،دفترم
کنم من به نام خدای کرم
خاطره ها هیچ وقت پاک نمی شوند
شاید کم رنگ بشوند
اما پاک نمی شوند
گوشه ای گم می شوند
گوشه ای از ذهنت را می گیرند...
و ناگهان
یک روز، یکجا
وسط خنده های مستانه
تورا به فکر فرو می برند
خاطره ها هیچ وقت پاک نمی شوند...
ریحانه_زیبامنش
میآیم، میآیم، میآیم
با گیسویم؛ ادامۀ بوهای زیر خاک
با چشمهام؛ تجربههای غلیظ تاریکی
با بوتهها که چیدهام از بیشههای آنسوی دیوار
میآیم، میآیم، میآیم
فروغ فرخزاد
قیمت پرنده شدن
چند سقوط و یک سنجاقک پیر است
حالا
بگذار روی موهایت
دو سه کلمهی کوتاه بنشینم.
باور کن میپرم.
کیخسرو آریایی
عزیزی میگفت جای گیاهِ بامبو را که عوض کنی
دیگر رشد نمیکند؛ پژمرده میشود.
میدانی چرا؟ چون ریشه اش را همانجا، جا میگذارد...
دلِ آدمیزاد که دیگر کمتر از گیاه نیست جانم!
گاهی ریشه اش جا میماند در دلی، لبخندی، بوسه ای...
| سحر رستگار |

زمانی که باد به آرامی شروع به وزیدن میکند
با ملودی آن درخت تنومند و زیبا
شاخ و برگهایش را به رقص وا میدارد
و آنگاه که طوفان بر پا شود
درخت تنومند راهی جز تسلیم ندارد
چون ممکن است با هر رقصش
یکی از شاخ و برگهایش شکسته شود..
"حمید رسا"
شبیه باد همیشه غریب و بیوطن است
چقدر خسته و تنها، چقدر مثل من است
کتاب قصه پر از شرح بیوفایی اوست
اگرچه او همهی عمر فکر ما شدن است
چه فرق میکند عذرا و لیلی و شیرین؟
که او حکایت یک روح در هزار تن است
قرار نیست معمای مبهمی باشد
کمی شبیه شما و کمی شبیه من است
کسی که کار جهان لنگ میزند بی او
فرشته نیست، پری نیست، حور نیست، زن است!
مژگان عباسلو
