یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ای

بغض نکن گریه نکن اگر چه غم کشیده ای
برای من فقط بگو خواب بدی که دیده ای

اگر که اعتماد تو به دست این و آن کم است
تکیه به شانه ام بده که مثل صخره محکم است

به پای صحبتم بشین فقط ترانه گوش کن
جام به جام من بزن جام مرا تو نوش کن

ترا به شعر می کشم چو واژه پیش می روی
مرگ فرا نمی رسد تو تازه خلق می شوی

تو در شب تولدت به شعله فوت می کنی
به چشم من که می رسی فقط سکوت می کنی

اگر کسی در دل توست بگو کنار می روم
گناه کن به جای تو بر سر دار می روم

چنان درگیر تو ام که

چنان درگیر تو ام که

این روز ها

همه را با نام

تو

صدا می زنم




امیر نقدی لنگرودی

من اگر می‌دانستم دنیا اینقدر شلوغ است؛

من اگر می‌دانستم دنیا اینقدر شلوغ است؛
نمی‌آمدم!
صبر می‌کردم بعدها...
آخر اینهمه راه آمدم،
دلم می‌خواست تنها تو را ببینم.
دلم می‌خواست؛
تو را "تنها" ببینم..!

عباس_معروفی

چگونه می توانم روحم را در خودم نگه دارم

چگونه می توانم روحم را در خودم نگه دارم
تا روح تو را لمس نکند
چگونه می توانم آن را چنان بالا بکشم
دور از تو ، تا چیزهای دیگر
می خواهم پناهش دهم
میان اشیای گمشدۀ دور
در جاهای تاریک و خاموش
تا به پژواک اعماق تو نلرزد
حالا هر چیزی که ما را لمس می کند ، تو را و مرا
مثل آرشۀ ویولنی با هم می گیردمان
و از دو زه جدا افتاده
یک صدا بیرون می آورد
از دل کدام ساز منتشر می شویم
و کدام نوازنده ، ما را در دستهایش گرفته است
آه ، شیرین ترین آواز

« شاعر : راینر ماریا ریلکه »