| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | ||||||
| 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
| 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
| 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
| 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
تا زمانی که احساس وجود شما از گذشته سرچشمه بگیرد،
نمی توانید به راستی خودتان یا دیگری را ببخشید. بخشایش حقیقی، تنها از طریق دسترسی به قدرت «لحظه حال»
که قدرت خودتان است، میتواند انجام پذیرد. بخشایش حقیقی گذشته را بیقدرت میکند.
آنگاه شما به گونه ای عمیق پی خواهید برد که هیچ کاری نیست که تا کنون انجام داده باشید
یا در مورد شما انجام شده باشد که بتواند هیچگاه کم ترین اثر را بر ماهیت تابناک آن کسی که هستید، بگذارد.
با این آگاهی، تمامی مفهوم بخشایش غیر ضروری میشود.
هنگامی که به آنچه هست تسلیم میشوید و در نتیجه به طور کامل حضور
مییابید،
گذشته قدرتش را از دست میدهد. شما دیگر به گذشته نیازی ندارید. حضور و «لحظه حال» کلید این کار هستند
کتاب نیروی حال
اکهارت توله
ناگهان رسیدی
و خوشبختی شیشه ی عطری بود
که از دستم افتاد
و در تمام زندگیم پخش شد!
"مهسا چراغعلی"
از کتاب: جنگل گریان
چه لزومی دارد شب ها آدم به مشکلات و ناراحتی هایش فکر کند ؟!
مگر دنیا ، کم اتفاقاتِ قشنگ دارد ؟!
من نمیدانم چرا باید حتما شب هایمان را بادرد و حسرت صبح کنیم ؟!
بدونِ شک ، ما آدم هایِ خودآزاری هستیم ...
وگرنه یک ثانیه سکوتِ شب ؛
می ارزد به تمامِ همهمه ی سرسام آورِ روزها ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
در من هزار بوسه ی مُعطر
میل دارند به عاشقی های مکرر ات
و آغوش هایی که رها کردن
در مرام و مسلکشان نیست
در من یک نفر
جوری به داشتنت مشغول است
که انگار چیزی جز این،
از دست و دلاش برنمیآید
بگذار آغوش به آغوش
بوسه به بوسه
شعر به شعر
مسلط باشم به عشق
به دوست داشتنت.
"مریم قهرمانلو"

پس روزی به زمین می افتم
از من پایه نسازید !
مرا در شومینه نیندازید ...
از من پُلی بسازید بر بستر رودی
دری
یا چارچوبی !
جایی که دونفر به یکدیگر می رسند
و عشق می بازند ...
مارسیلیوس مارتینایتیس