یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

زمان زیادی می خواهم برای فراموش کردن تو

زمان زیادی می خواهم

برای فراموش کردن تو

اما فقط یک ثانیه می خواهم

تا به یاد بیاورم

پاییز پارسال

بیست و هشتم آبان ماه

رنگ سنجاق به موهایت

سبز بود

#محمدبرقعی

بعد یک روز دوری از رویت،

بعد یک روز دوری از رویت،

دل من تنگ می شود،

ده تا!


((سید مهدی موسوی))

برایم تعریف کن

برایم
تعریف کن
هرگز فراموش نشدن
چه حالی دارد...!؟

گلی که خود بدادم پیچ و تابش

گلی که خود بدادم پیچ و تابش
به اشک دیدگانم دادم آبش

درین گلشن خدایا کی روا بی
گل از مو، دیگری گیرد گلابش!


باباطاهر

گیرم که حرام است لبی تر کنم از تو..

گیرم که حرام است
لبی تر کنم از تو..
پیش نظرت تشنه
بمیرم چه؟ حلالست ؟

خیام

جرعه به جرعه می‌دهم

جرعه به جرعه می‌دهم
شعر به نوشِ دلبرم،
دل که نکرد اثر به او،
شعر کند مگر اثر...!


حافظ

فایده‌ی این عکس‌ها چیست؟

فایده‌ی این عکس‌ها چیست؟

اگر صدای در شنیده نشود

اگر تو کفش‌هایت را درنیاوری

اگر مادرم کنار سماور ننشیند

و اگر من نگویم اسمش «فروغ» است

٭٭٭

فایده‌ی این عکس‌ها چیست؟

اگر سکوت ساعت را نشکند

اگر تو نگویی دیرم شد

و اگر من نگویم این‌بار به جای روسری

برایت گوشواره می‌خرم

سنین عمر به هفتاد میرسد ما را

استاد شهریار :

 

سنین عمر به هفتاد میرسد ما را

خدای من که به فریاد میرسد ما را

گرفتم آنکه جهانی به یاد ما بودند

دگر چه فایده از یاد میرسد ما را

حدیث قصه سهراب و نوشداروی او

فسانه نیست کز اجداد میرسد ما را

اگر که دجله پر از قایق نجات شود

پس از خرابی بغداد میرسد ما را

به چاه گور دگر منعکس شود فریاد

چه جای داد که بیداد میرسد ما را

تو شهریار علی گو که در کشاکش حشر

علی و آل به امداد میرسد ما را


موضوعات مرتبط: اشعار شهریار