ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
گفتی: جنگل
از بستگی ی صدایت به صید ماهی ها
در گودی ی دستانم
دریا را نگه داشتم به لمس.
یک نفس با چهره های سکوت از خوشحالی
به فصل های رودخانه ای ریختم
در پروانه گی.
گفتی: جنگل
فروریز نسیم صبحگاهی
در انتظار دشتی به اندک باران.
و من تابستان گیسوان
بر پاره ای از خورشید رویایی
چنان هوایی تازه از سفر.
به سبز سبز تاکستان درون
به دمادم تو شدن
کشیده شدم.
گفتی: جنگل
سهم شمعدانی ها شدم به ایوان
و از لادن ها
سارها
دلم گذشت به آفتاب
رقصان و پریده رنگ
گل بنفشه ی اضطراب
ریخته ام
در جام شعر
گفتی: جنگل
جوانه شد
چکه چکه آفتاب
از دریچه ی صبح.
به پناه آخرین لحظه
زیباتر
پیش آمدی تا روزنه ها
تا دستی که به نور خواهم داد
مرضیه رشیدپور