یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

170

چه غریب است حالم..


مانند کبریتی که می داند


ساخته شده تا سوخته شود..

169

دردم این نیست که او عاشق نیست

دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی ست

دردم این است که با دیدن این سردی ها

من چرا دل بستم.....

167

دوستت‌ می‌دارم!

چونان‌ بلوطی‌ که‌ زخم‌ یادگارِ عشقی‌ برباد رفته‌ را!

ستاره‌ای‌ که‌ شب‌ را

برای‌ چشمک‌ زدن!

و پرنده‌ای‌ اسیر

که‌ پرنده‌ی‌ آزادی‌ را!

تا رهایی‌ به‌ بار بنشیند،

آن‌ سوی‌ حیرانی‌ِ میله‌های‌ قفس‌!

166

آدمکان تنها نامه های تنفرآمیز می نویسند

آدمکان تنها ،نامه های عاشقانه هم می نویسند..

یک چیز است که به طرز عجیبی در گرو دو شیوه وجود دارد

داد وفریاد برای توجه..


"ترو"


165

رفیق

بغض که می کنی..

ابرها هم

دست وپایشان را گم میکنند..

163

می افتند


ستاره ها


درخت ها


آدم ها


چه درک بی رحمانه ای دارد زمین


از غرور


و عشق


و ایستادگی


"نیکی فیروز کوهی"