یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

بهش گفتم:

بهش گفتم:
بهش بگو دوستش داری
بهم گفت:
خیلی میترسم، میترسم از غروری که به باد بره،
از تمسخری که ممکنه تو نگاهش بشینه
میترسم...
بهش گفتم :
ترس برادر مرگه...
نگو تا روزی هزار بار بمیری!

بلو لوتوس

در جامعه "سرمایه داری"برنده‌ها ,

در جامعه "سرمایه داری"برنده‌ها ,
بازنده‌ها را به بردگی می‌گیرند و
بنابراین به بازنده‌ها بیشتر نیاز است
تا برنده ها...!!

‌اگر جرات زدن حرف حق را نداری ،

‌اگر جرات زدن حرف حق را نداری ،

لااقل برای کسانی که حرف ناحق

می زنند
، دست نزن !

عاشق نشدی دکتر.

عاشق نشدی دکتر.
وگرنه میدونستی مُردن با مُردن
تومنی دوزار توفیر داره.
ما قول داده بودیم واسه خنده هاش بمیریم
نه از دوریش...

می‌ توانستم گیلاسم را تا نیمه از شرابِ کهنه پر کنم

می‌ توانستم گیلاسم را تا نیمه از شرابِ کهنه پر کنم
می‌ توانستم یکی‌ از آن آهنگ‌های قدیمی‌ را بگذارم
و آرام آرام خمارِ نوستالژی روزگارِ خوب شوم
می‌ توانستم پا برهنه
کوچه‌های باریکِ باغ را بدوم
می‌ توانستم دامنم را پر از شکوفه‌های یاس کنم
و مست شوم ...
مستِ مستِ مست
اما پشتِ این پنجره، رو به دریا نشستم
و برای تو شعر نوشتم
مست شدم ...
مستِ مستِ مست
"نیکی‌ فیروزکوهی"

می‌ توانستم گیلاسم را تا نیمه از شرابِ کهنه پر کنم

می‌ توانستم گیلاسم را تا نیمه از شرابِ کهنه پر کنم
می‌ توانستم یکی‌ از آن آهنگ‌های قدیمی‌ را بگذارم
و آرام آرام خمارِ نوستالژی روزگارِ خوب شوم
می‌ توانستم پا برهنه
کوچه‌های باریکِ باغ را بدوم
می‌ توانستم دامنم را پر از شکوفه‌های یاس کنم
و مست شوم ...
مستِ مستِ مست
اما پشتِ این پنجره، رو به دریا نشستم
و برای تو شعر نوشتم
مست شدم ...
مستِ مستِ مست
"نیکی‌ فیروزکوهی"

می توانم به عکس‌ات نگاه کنم

می توانم به عکس‌ات نگاه کنم

وَ ظرافتِ تن‌ات را

در آغوش بگیرم

در کادرِ ساکتِ تصویرت

زیر بال و پَرم را می‌گیری

بالا می‌روی

بالا می‌بَری

وَ پای نگرانی‌هایم را

از جاذبه‌ی زمین جدا می‌کنی.

_سیدمحمد مرکبیان_

هم‌خانه که نشدی،

هم‌خانه که نشدی،
هم‌آغوش که نمی‌شوی،
هم‌راه که ممکن نیست،
هم‌درد که زبانم لال،
لااقل با روزگار هم‌دست شو و تمامم کن.