| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
باید که تـ♥ـو باشی و تـ♥ـو باشی و تـ♥ـو باشی
تا در دل تاریک شبم نور بپاشی
باید که تـ♥ـو باشی و بمانی بکنارم
چشمان تـ♥ـو مانند گل و ترمه و کاشی
باید که تـ♥ـو باشی کهمـ♡ـن آ را م بگیرم
اینجا چه غریبم تـ♥ـو اگـر یار نباشی
باید که تـ♥ـو باشی و تمام غزلم را
تا قاب بگیری بگذاری لب کاشی
باید که تـ♥ـو ابر باشی و باری به سر مـ♡ـن
مـ♡ـن باشم و یک مرد غریب و دل ناشی
باید که تـ♥ـو باشی تـ♥ـو ای عشق همیشه
در خانه ی تنگ دلمـ♡ـن بلکه تـ♥ـو جا شی
تا مرغ دلم بر لب بام تـ♥ـو نشیند
باید که تـ♥ـو باشی و تـ♥ـو باشی و تـ♥ـو باشی ℳ
آذر زمانی
محبوبم!
نگاه شما #شب دارد،
روز دارد،
نگاه شما تماشا دارد،
تماشاخانه دارد،
همه ی آن اشتیاقها که داده به عاشق دارد.
نگاه شما داستانها دارد...
#محمد_صالحعلا
در یکدگر گریسته بودیم
در یکدگر تمامِ لحظهی بیاعتبارِ وحدت را
دیوانهوار زیسته بودیم.
+فروغ فرخزاد
چون بشد دلبر وبا یار وفادار چه کرد
اه از ان نرگس جادو که چه بازی انگیخت
وای از ان مست که با مردم هشیار چه کرد
اشک من رنگ شفق یافت زبی مهری یار
طالع بی شفقت بین که درین کار چه کرد
برقی از منزی لیلی بدرخشید سحر
وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد
ساقیا جام میم ده که نگارنده غیب
تیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد
انکه بر نقش زد این دایره مینایی
کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد
برق عشق اتش غم در دل حافظ زد وسوخت
یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد
حافظ