یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

روزی بهلول را گفتند:

روزی بهلول را گفتند:
شخصی که دزدی کرده بود را گرفته اند، به نظرت باید چکارش کنند؟
بهلول گفت: باید دست حاکم آن شهر را قطع کرد...
همه با تعجب پرسیدند: چرا؟؟ مگر حاکم دزدی کرده که دستش را قطع کنند؟
بهلول در جواب گفت: گناهکار اصلی حاکم شهر است که مردمش باید برای امرار معاش دزدی کنند!

کاش برادران یوسف

کاش
برادران یوسف
مرا در چال گونه ی تو بیندازند ...

در بیابانی
که هیچ کاروانی
عبور نکند ...!


مسعود احمدی

عاشقم اگه هستید مثه سعدی عاشق باشید که میگه

عاشقم اگه هستید مثه سعدی عاشق باشید که میگه
.
.
.
.
.
.
تا نکند وفای تو در دل من تغیری
چشم نمی‌کنم به خود تا چه رسد به دیگری

شمع شبستان عشق

شمع شبستان عشق
. آفت پروانه شد
. روی تو زیبا صنم
. آفت خلق جهان !!
.
.. خسرو فیضی ..

دستانت به نیابتِ عشق

دستانت به نیابتِ عشق
مجمر جنون است
اینبار از سمتِ رویا، نه!
به سلوکِ مسافری
از دیار سایه‌های بلند
به حوالیِ همیشه بارانی ام
بیا ...

نیلوفرثانی

سخن عاشق

هنوز هرازگاهی
نگران زنگ تلفنی می‌شوم که به تاخیر افتاده...
با تلفن که حرف می‌زنم، بی‌اعتنا به اینکه
چه کسی پشت خط بوده، خیال می‌کنم
آن صدایی را می‌شنوم که عاشقش بودم...
من آن پابریده‌ای هستم که درد را هنوز
در پای بریده‌اش احساس می‌کند.

کاش میﺷﺪ

کاش میﺷﺪ
ﯾﮏ صبح
ﮐﺴﯽ ﺯﻧﮓ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﺎﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﺪ ﺑﮕﻮﯾﺪ:
ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﭘـُر ﺁﻣﺪﻩ ﺍم
ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ،
ﺑﺎ ﻗﻠﺐ ﻫﺎﯾﯽ ﺁﮐﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ ﻫﺎﯼ ﻭﺍﻗﻌﯽ
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺳﻮﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ها.
ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﻤﺎﻧﻢ ﻭ
ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺮﻭﻡ

رو به آسمان شلیک کردم

رو به آسمان شلیک کردم
باران گرفت
در جاده ایستادم
لغزنده شد
ترسیدم از مرگ
وقتی که تو در سینه ام
به تپش افتادی

علی رفیعی وردنجانی