یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

مرگ یزدگرد

این شوخی نامردان است که امید می‌دهند و سپس بازپس می‌گیرند.
و بر نومیدشدگان از تهِ دل می‌خندند.

به من دل ببند

به من دل ببند
ما هنوز عمقِ سبزِ بهاران را نزیسته ایم
ما هنوز به اوجِ شعر
به لحظه ی نفس گیرِ رسیدن
نرسیده ایم
دوستم داشته باش
سر بر شانه ی حوصله که بگذارم
تو را کنارِ هر واژه
به صراحتِ، می‌‌سرایم

"نیکى فیروزکوهی"

وقتی با خودم خلوت می‌کنم

وقتی با خودم خلوت می‌کنم مثل اینه که بیرون رفته باشم

تو خودم گم می‌شم...

گردش می‌کنم...

درون آدم خیلی بزرگه

آنا گاوالدا

cafe-webniaz.ir

کاغذهای زیادی را دیده‎ام

کاغذهای زیادی
را دیده‎ام
که سیاه شده‎اند
افسوس
کلمه‌ها
کفافِ این همه فاصله را نمی‌دهند
فاصله‌ی انسانی تا انسان دگر.
__سیدمحمد مرکبیان

ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش

ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

حافظ

می ترسم تیر بارانم کنند !

می ترسم تیر بارانم کنند !
همه فهمیده اند
به چشم هایت
ایمان آورده ام

محمد_جنت_امانی