ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
نوروز است،
گلاب پاش سر طاقچه منتظر.
مهمان که بیاید،
بوسه ای نثارش خواهم کرد،
قطره ای از وجودم را،
در دستانش خواهم ریخت،
مشامش را صفا خواهم داد،
تا بغضش فرو ریزد،
لبخند بر لبانش بنشیند،
خستگی از تن بزداید،
نفسی تازه کند،
و در آغوش بهار،
از غمِ دل آزاد شود.
دکتر محمد گروکان
برای شما هم شده نوبهار
گل آورده در طرف این جویبار
نشانده به سر تاج نیلوفری
گرفته به بر ساقه ها در کنار
ز خواب زمستان رهیده زمین
نمانده به اوقاتش اینک قرار
ببخشیده هرجا کدورت شده
شکوفه زده گل به دامان خار
گل لاله ی باژگون را ببین
چو جامی نشسته به دستان یار
گمانم دعا کرده یک جا کسی
برای دگرگونی حالت روزگار
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی ، و ما رستگار
رضا کشاورز