یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

حال خوب

اون زمان طعم و مزه همه چیز فرق داشت

یادش بخیر

از بهترین خواب‌هایی که داشتم اونایی بود که خسته دراز کشیده بودم و مادرم چادرش رو میکشید روم تا بخوابم و
از عطر چادرش مست میشدم. انگار یه واحد مورفین به ادم تزریق کردن. کاش ادکلن بوی مادر داشتیم...❤

یادش بخیر

ما نسلی بودیم که سوم راهنمایی
کل سالو ذوق داشتیم به فصل آخر علوم برسیم
که در مورد مثانه بود

:))))))))))

نوستالژی فقط همین
‏"فقط یه جا بشینیم به دستشویی نزدیک باشه"
.
.
.
.
.
سخن بزرگان فامیل در روز سیزده بدر...