ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
رها کن
همانطور که فرو میریزد
و میکوبد
و کار میکند
رها کن
رها کن
چرا که بهترین گزینه است
بهترین بازیابی
بهترین افسون
که بر آن افکنده شده است
چون طلسمی.
تو کیف درخشانی
پر از زخمهایی
که بر پوستم نقش بستهاند
تومور
تومور
بر مغز.
پر از عفونت
کیسهای پر از باور
پر از بوی گاو
گاو… آه، آه
نه خود حیوان
بلکه آنچه از بدنش باقی مانده
آنچه تکهتکه شده
آویخته شده
بر رشتههایی بازیافتی.
لطفی در حقم کن
و برو
همانطور که من فرو میروم
برو
میدانم که اشتباه کردی
میدانم که اشتباه کردی
اما انتخابی نیست
من حیوانم
و حیوان
هیچگاه
از رابطه رویگردان نیست
همان که پنهانش کردی
تا روزی که
برهنه شدیم
بر بستر.
فریاد بزن
فریاد بزن
زبانی بیگانه برخاسته
وزیده
منفجر شده
انفجار در همهجا
و من دیگر نمیتوانم تو را پالایش کنم
همانند بیخوابیام
همانند کابوسهایی
که سالها در آن زیستهام
سالها، سالها
هفت کابوسوار.
آری،
از آن زمان تو را دیدهام
و با تو قرار گذاشتهام
از وقتی که هفت ساله بودم
کودکی معصوم
کودکانه، کودکانه
کو کو
بو کو
هفتگونه
آری،
از همان زمان تو را دیدهام
از آغاز
از نخستین خاطراتم.
و آنگاه تو را دیدم
و آن روز را گرامی داشتم
آنگاه تو را دیدم
در بعدازظهر چهارشنبهای
و آن روز را گرامی داشتم
ملاقاتی بهیادماندنی
نظم خارقالعادهای
از فرمانی هفتگانه و خدایی.
اشتباه نکن
من به خدا ایمان ندارم
نه به تقدیر
نه به طالعبینی
فقط به احساسات آدمی باور دارم
همانگونه که بر هم میافتند
همانگونه که نادیده گرفته میشوند
عشقی که در یک کنش پنهان است
عشقی که انکار میکنیم
میبلعیم
و خام میخوریم
خام
خام
کبابشده.
نگهبان بیدار است
بیدار است
و دفاع بینقصش را
حفظ میکند
در برابر…
تو،
من،
ما،
ما محو شدهایم
نمیدانم دربارهی تو
اما حداقل
من محو شدهام
نگهبان بیدار است
مراقب باش…
آرش پاکدامن