یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

71

لهجه‌ات
نه شمالی‌ست
نه جنوبی
اما
حرف که می‌زنی
باد از شمال می‌وزد
و پرندگان از جنوب باز‌می‌گردند.

70

آیا کسی به شما بدی کرده است؟ 

 

او را ببخشید، 

 

حتی پیش از آنکه از شما طلب بخشایش کند. 

 

نگاه ذهن شما در آرامش خواهد بود 

 

و جهان اطراف به شما لبخند خواهد زد. 

 

جی پی واسوانی"

69

پشه ای در استکان آمد فرود  


تا بنوشد آنچه وا پس مانده بود 
 

کودکی -از شیطنت- بازی کنان  

بست با دستش دهان استکان! 
 

پشه دیگر طعمه اش را لب نزد  


جست تا از دام کودک وا رهد 
 

خشک لب، میگشت    ، حیران، راه جو


زیر و بالا ، بسته هر سو راه او  


روزنی میجست در دیوار و در  


تا به آزادی رسد بار دگر  


هر چه بر جست تکاپو می فزود  


راه بیرون رفتن از چاهش نبود 
 

آنقدر کوبید بر دیوار سر 
 

تا فرو افتاد خونین بال و پر  


جان گرامی بود و آن نعمت لذیذ  


لیک آزادی گرامی تر ، عزیز 

"فریدون مشیری"

۶۸

دروغ دیواری است 


که هر روز صبح آجرهایش را می چینی 


بنای بی حواس من!
 

در را فراموش کرده ای   

 

گروس عبدالملکیان

۶۷

وقتی به چیزی که برایت آرزو بود

 

رسیدی 

 

تازه می فهمی.. 

 

آرزویش زیباتر از داشتنش بوده..

۶۶

بگذار سکوت .. 

 

قانون زندگی ام باشد 

 

وقتی واژه ها  

 

درد را نمی فهمند

۶۵

به یاد داشته باش.. 

 

هر وقت دلتنگ شدی.. 

 

به آسمان نگاه کنی.. 

 

کسی هست که عاشقانه تو را دوست دارد.. 

 

ومنتظر توست.. 

 

اشک های تو را پاک میکند.. 

 

ودست هایت را صمیمانه می فشارد.. 

 

تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت..

۶۴

خدایا

 

به آنان که ادعای عاشقی تو را دارند.. 

 

بیاموز: 

 

که بدترین گناه... 

 

شکستن دل آدمیان است...