یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

و ببوس مرا بی وفقه

و ببوس مرا بی وفقه
باز هم
بلند بلند ببوس مرا
آری
عشق همین سفرهای
طولانی را می طلبد


ایلهان برک
مترجم : سیامک تقی زاده

با صد هزار جلوه برون آمدی که من،

با صد هزار جلوه برون آمدی که من،
با صد هزار دیده تماشا کنم تو را...

اقــــــوام روزگـــــار به اخــــلاق زنـــده‌اند

اقــــــوام روزگـــــار به اخــــلاق زنـــده‌اند
قومی که گشت فاقد اخلاق، مردنی‌ست

امید چیز خوبیست

امید چیز خوبیست
مثل آخرین سکّه، مثل اخرین بلیط
مثل آخرین گلوله، مثل آخرین کشتی
آخرین سکّه نمیگذارد که غرورت بشکند
آخرین بلیط نمیگذارد که ناامید از ترمینال ها برگردی،
آخرین گلوله نمی‌گذارد که سرباز اسیر شود
کسی که امید دارد فقیر نیست
همیشه چیزی دارد.
یادم رفت از آخرین کشتی بگویم،
آخرین کشتی حتی اگر هم نیاید
نمی‌گذارد که نام دریا و مسافرت از یادت برود...

نزدیک تر به تو

نزدیک تر به تو

خودم را با دریاچه ی کوچکی

اشتباه می گیرم

بیا کنار من

و جای تمام آهوهایی باش

که از لب هایم آب می نوشند.

 

"فرناز خان احمدی"

دوست داشتنت را

دوست داشتنت را
از سالی به سال دیگر
جابه‌جا می‌کنم
انگار دانش‌آموز مشق‌اش را
در دفتری تازه پاکنویس می‌کند

جابه‌جا می‌کنم ...
صدایت
عطرت
نامه‌هایت
و شماره‌ی تلفن
و صندوق پستی ات را

می آویزمشان به کمد سال جدید
و ...
اقامت دائمی در قلبم
را به تو می دهم...

"نزار قبانی"

بلوغ چشمهای آبی من درو کردن نفسهای تکه تکه ی توست

بلوغ چشمهای آبی من درو کردن نفسهای تکه تکه ی توست
وقتی زیر آوار احساساتم بی اختیار میلرزی.
انار قرمز نیازهای من مدتیست ترک خورده.
بوسه میخواهم بی مقدار.
جنون اندامت را در نبودنت به برکه ی نیازهایم سپرده ام.
آن شب که خدا برجستگیهای صورتی را بر بدنت میتراشید
بهشت لبریز از بهار نارنج بود.
خانه ی کاه پوش غریزه ام پر از نرگس شده
آغوش بی حجاب میخواهم
آری میوه ی ممنوعه ی من مدتیست بالغ شده

تفکیک جنسیتی

در سرزمینی که در آن تفکیک
جنسیتی از کودکی صورت گیرد ؛
دخترانش پسران را گرگ تصور میکنند و
پسرانش دختران را طمعه ...
پس عشق میمیرد و ارتباط نابود میگردد ،
مردانش تنوع طلب میشنود و زنانش مرد ستیز !