یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

هم جسمش عذاب کشیده و هم روحش،

هم جسمش عذاب کشیده و هم روحش،
و بالاتر از هر چیز، عذاب روح است
که آدم‌های خوب را به‌ راستی خوب می‌کند.

دوری

دوری
دور، دور
و من نمی‌توانم
از چشم‌های باکره‌ات برگی بردارم
و روی زخم کاری پهلویم بگذارم

می‌خواستم چشم‌های ترا ببوسم

می‌خواستم چشم‌های ترا ببوسم
تو نبودی ، باران بود
رو به آسمانِ بلندِ پُر گفت‌وگو گفتم
تو ندیدیش ؟

و چیزی ، صدایی
صدایی شبیهِ صدای آدمی آمد
گفت : نامش را بگو تا
جست‌وجو کنیم


نفهمیدم چه شد که باز
یکهو و بی‌هوا ، هوای تو کردم
دیدم دارد ترانه‌ای به یادم می‌آید
گفتم : شوخی کردم به خدا
می‌خواستم صورتم از لمسِ لذیذِ باران
فقط خیسِ گریه شود
ورنه کدام چشم
کدام بوسه
کدام گفت‌وگو ؟
من هرگز هیچ میلی
به پنهان کردنِ کلماتِ بی‌رویا نداشته ام


سیدعلی صالحی

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم، دل نمی‌شود

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای
از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم
آیا کسی زِ پنجره داخل نمی‌شود؟

می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها
دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود

تا نیستی تمام غزل‌ها معلّق اند
این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود

نجمه زارع

مثل چینی بند زده است دلــــم !

مثل چینی بند زده است دلــــم !

مدتی

  ملایــم تر باش ...


گاهی اگر درمانده یا گاهی پرآشوبم

گاهی اگر درمانده یا گاهی پرآشوبم
تا حال و روز عشقمان خوب است من خوبم

تا عطر تو جامانده بر آغوش من ، دنیا
آنقدر ها جای بدی هم نیست محبوبم !

از چای در فنجان دلخواهم کنار تو
تا رقص با زیر و بم آهنگ مطلوبم

در سرکشی آموختم تسلیم بودن را
سر می گذارم بر همان پایی که می کوبم ...

ما در دل‌تنگی دستی نداشتیم.

ما در دل‌تنگی دستی نداشتیم.
‏و در فاصله‌ای که داشتیم، هزار دست داشتیم!
سلام بر تو که حقیقتن دل‌تنگِ تواَم
‏و‌ سلام بر من برای آن‌که دل‌تنگ‌ام...