| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
گر بدانی که چه خون می خورم از دوری تو
تا به غمخانه من پا به حنا می آیی...
#صائب_تبریزی
لابد دوستت دارم هنوز
که هنوز
فکر می کنم
از هزار و صد نسخه ی این شعر
یک نسخه را
تو به خانه می بری
و تو تنها تو می فهمی
چند جای این شعر
خط خورده است
لیلا کردبچه
یاسهای وحشی باغ
بو می کشند تو را
عطر تو کم می شود
و گویی که دارد تمام می شود دنیا
شاید عادت بکنم
شاید هم نه
بوی باران
عطر غم
بوی خاک
شاید که بعد تو پر کند مشامم را
آه
یخ کرده تن باغ
دارد تمام می شود دنیا...
رسول طاوس پر
گفتند: چونی؟
گفت: چگونه باشد کسی که بامداد برخیزد
و نداند که شبانگاه خواهد خفت یا نه؟
دلم کمی مادربزرگ می خواهد
با لباس گل گلی
و دست های مهربان بافتنی به دست
و موهای حنایی
و لبخندی که خلاصه ی تمام خوشبختی های جهان است...
دلم کمی عشق می خواهد
می شود یک فنجان چای مهمانم کنی؟...