یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

لاله‌ها...

لاله‌ها... در راستین قامتی‌ باید که تنهایی کشند
ما حاکمانِ محکوم به رای دادگاه جهل و ناروداری خود از پشت میز دانش و درک و پنهان از نگاه خرد به زندان شکل پرستی و شکل پذیری سرازیریم با صَلاحی از باصطلاح دانش و منور‌الفکری،
بیهوده از بیهودگی‌ها می‌گوییم و هنوز از جادوی راز از گل سرخ و رنگ‌ بندی رنگین کمان بی‌خبریم و نمی‌پرسیم چرا در بازتاب منشور، سیاهی نیست. ما دلخوشان، به تشریحِ کف روی آب معتادِ بیهوده پردازی شدیم.
وحیدى شیرازى

پر از گلایه و دردم ، پر ازپریشانی

پر از گلایه و دردم ، پر ازپریشانی

پر از نوشتن شعری که تو نمی خوانی

 

دلم گرفته از این غصه های از سر هیچ

دلم گرفته از این بغض های طوفانی

 

از آن صدای زمخت و غریب تلوزیون

از این سکوت غم انگیز و تلخ و طولانی

 

دلم گرفته از این حرفهای تکراری

از این "به من چه "،"برو بی خیال "، "خود دانی!"

 

از اینکه می رسی از راه و می روی ناگاه

فقط به نیّت اینکه مرا برنجانی

 

از اینکه آخر هر بار درد دل کردن

رسیده ام به پریشانی و پشیمانی

 

از اینکه گریه کنم،شاید از سر اجبار

بپرسی از من و این چشمهای بارانی

 

کمی کنار من و غصه هام بنشینی

کمی به حال من خسته ،دل بسوزانی

 

دلم گرفته از اینکه همیشه دور از تو

دلم گرفت و گذشتی از آن به آسانی

 

دلم گرفته و امشب دوباره تنهایی 

و باز شعرجدیدی که تو نمی خوانی...

 

| بیتا امیری |