یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

من مجنون و تو لیلی

من مجنون و تو لیلی

من آواره هر کوی و میخانه

تو سرمست دیدار یک دمی

در میان کوچه و بازار و هر خانه

بیا ای دل شوریده حال

تا ما هم لیلی ومجنونی دیگر شویم

تاریخ ساز و تاریخ نویسی

بر سر راه زندگی شویم

راه عاشقانه زیستن

در دل هر دوران را

همانند جوی آبی

صاف و روان بیاموزیم

تا درجهان هستی

ما هم بادوام و ماندگار شویم

اگر در گذشته لیلی به مجنون دلش نرسید

ما با فکر واندیشه نیک

لیلی ومجنونی دیگر گردیم

تا خلایق را

دوباره عاشق داستانی دیگرکنیم

بیا تا درختی عظیم وپر بار شویم

در میان کوچه های  هر محله

لیلی و مجنونی دیگر

زمانی از رویا خارج و حقیقی می گردد

که یکی از ما آنرا شروع کنیم

بیا تا با عشقی آسمانی در کنار هم

همانند داستانی واقعی

با پایانی خوش باشیم

من دوست دارم که اینبار

این لیلی و مجنون دیگر

به هم برسند

و عاشقانه فرزندانی بیاورند

و به تکرار بمانند

به راستی در این جهان نابرابری‌ها

جای لیلی و مجنونی دیگر

خالیست

کسی به فکر مجنون

یا که لیلی شدن دگر نیست

همه به نوعی فقط می خواهند

زنده بمانند

اما در قلب زندگی

از یکدیگر دورند

در راه عشق و عاشقی هستند

ولی از نوع بیروح

برای همین است که

من در این دوران بی مهری ها

به دنبال

لیلی و مجنونی دیگر هستم

و این نکته نیک میدانم که

فقط از راه عاشقانه زیستن

میشود

لیلی و مجنونی دیگر شد


اسماعیل شجاعیان

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد