ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
اسلحه را برداشتم
نشانه گرفتم
دقیق روی شقیقه ام
شلیک کردم
ازخواب پریدم
اما هنوز به انتقام ایمان داشتم.
محسن سیاه کمری
همانند برگهای افتاده بر زمین
سالهاست
شهریور زخمی میشویم
آبان میمیریم
و این بار فروردین
زنده نمیشویم.
محسن سیاه کمری
بچه که بود نماز میخواند
تابستان ها روزه میگرفت
پدرم کارگر بود.
از کارگری که برگشت، مرد.
همیشه میگفت خدا بزرگ است.
بود؟؟
محسن سیاه کمری