یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

اسلحه را برداشتم

اسلحه را برداشتم
نشانه گرفتم
دقیق روی شقیقه ام
شلیک کردم
ازخواب پریدم
اما هنوز به انتقام ایمان داشتم.

محسن سیاه کمری

همانند برگهای افتاده بر زمین سالهاست

همانند برگهای افتاده بر زمین
سالهاست
شهریور زخمی میشویم
آبان میمیریم
و این بار فروردین
زنده نمیشویم.


محسن سیاه کمری

پدرم کارگر بود.

بچه که بود نماز میخواند
تابستان ها روزه میگرفت

پدرم کارگر بود.

از کارگری که برگشت، مرد.
همیشه میگفت خدا بزرگ است.


بود؟؟

محسن سیاه کمری