یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

پاره کن آن عکس هارا زنده کن این مرده را...

پاره کن آن عکس هارا زنده کن این مرده را...
دور ریز آن غِصه ها را ناله کن این قُصه را...
تکه ای کاغذ بیار و بنگار این ماجرا...
آخرش هم اشک بریز و ترک کن آن خانه را...
کوله ات را دوش بگیر و راهی میخانه شو...
مست مستان راه برو نوش نوشان باده را...
مقصد آنجا میشود آن کوه های بی شمار...
گوشه ای ازلت گزین و نوش کن هی باده را...
آدمان هرکه رسید کج کن مسیرت را ز او...
هر که پرسیدش ازت بازگو برایش خواب را...
عاقبت دنیا پر از تشنه شود از شنیدن های خواب...
آن زمان ساقی بشو پرکن برایش آب را...


جواد اصغری