ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
مثل دریایی که زیبایی، زلالی چون آب
چشم من جاشو و چشمت خاطرم را گرداب
دست خود را برده ام تا عمق دریای سیه
قایقی کِی دیده امواجی چنین جذاب
گنج خوشبختی سراسر پر از مرواریدست
گنج لبخندت به روی طاقچه ی دل شد قاب
خاطرات گرچه در شعرم ندارد جایی
تا دلت خواهد خیالاتم شده شعری ناب
شعر می گویم که زیبا بخوانی آن را
شعر من همچون دلم دریاست آن را دریاب
امیر جهان آرا
به جز تو هیچ غمی را سر حوصله نیست
اگرچه درد زیادست،از تو گله نیست
مرا به آن موج مو آشنا نمودی حال
پس از تو قایق من بند اسکله نیست
به چشم مست تو اندوه تا که میبینم
خبر دهی تب آواز چلچله نیست
دلم، خرابه شدی خون شدی نگفتم هیچ
بفهم همیشه خرابی ز زلزله نیست
ز قلب چونکه تو عاشق شدی نکن ناله
نگو که یار چرا با تو یکدله نیست
بیا گلم که بخوانم تو را به شعر شبم
که شعر بی تو به جز برگ باطله نیست
تمام شد همه شعرم مگر یکی جمله
(به جز تو هیچ غمی را سر حوصله نیست)
امیر جهان آرا