ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
از همان لحظهی اول که نازک و نرم آمدی
در همان روزی که آرام و خونگرم آمدی
گل ز شوقِ روی تو در بسترش لرزید و ریخت
نسیمِ عشقی شدی، باوفا، گرچه با شرم آمدی
ماه حیرانِ دو چشمت، آسمان آمد فرود
موجِ دریا نغمه خواند و همچو شبنم آمدی
دستهایم لرزه افتاد از نگاهت، دیدیاش؟
در خیالم، در شبم، با خنده و گرم آمدی
همچو خوابی خوش، ولی کوتاه، رفتی ناگهان
ای که جانم را به لب بردی و کم کم آمدی
اقبال از دردِ هجرت با دلش نجوا کند
کاش روزی بازگردی، کاش شاد و بی غم آمدی
احمد برزگری
ای نگاهت آتش سوزان عشق
ای صدایت شعله تابان عشق
مهربانی و به حق زیباترین
ای کلامت آتش جانان عشق
احمد برزگری