یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

چه ناگهانِ قشنگی‌ست این‌که در بزنی

چه ناگهانِ قشنگی‌ست این‌که در بزنی
و سرزده برسی تا به عشق سر بزنی
میانِ شعله‌ی خورشیدسوزِ تابستان
تو ابر باشی و بارانِ بی‌خبر بزنی
چه انتخابِ غریبی‌ست این‌که می‌خواهم
درخت باشم و دائم به من تبر بزنی
شکوفه می‌دهد این شاخه‌ی شکسته‌ی صبر
به زخم‌های تنم بوسه‌ای اگر بزنی
چه‌قدر فاصله دارند زندگانی و مرگ؟
شبی که لانه بسازی... شبی که پَر بزنی


آرمان کشاورز

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد