یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

عشـق، آتش‌بازیِ بی‌باکی اسـت

عشـق، آتش‌بازیِ بی‌باکی اسـت
که شـعله‌اش
از اسـتخوانِ ترس،
قلمرویی از نور می‌تراشـد.
هرچه سـوختی، جهان توسـت.

و اینجا، در ژرفنایِ نمک‌زارِ وجود،
صدف‌ها زمزمه‌های خود را
به ریگ‌های بسـته می‌دوزند:
«دسـت‌هایشـان قفل اسـت،
و زبان‌هایشـان سـکّه‌های خاموش.»
خدایانِ حسـابگری که
تنها به زمزمۀ زوالِ خویش گوش می‌دهند.

اما آنان که دل را
قربانیِ آتشِ آشـکار می‌کنند،
در هر سـوختن،
اقیانوسـی را می‌زایند.
درد، خنجری اسـت که از پیکرِ شـب،
صبحِ روشـن می‌دزدد.

و چه‌کسـی می‌داند؟
شـاید زندگی
تنها خاکسـتری اسـت که پرواز را
به خاطرۀ بال‌های سـوخته‌اش می‌آموزد…

عاشـقان، با انگشـتانِ سـوخته‌شـان،
نقشِ دریایی را بر درگاهِ نیسـتی می‌کشـند:
«هرچه را نسـپاری،
تو را در پوسـتۀ خویش خفه خواهد کرد.»


وحید امنیت‌پرست

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد