یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

«ساربان آهسته ران کارام جانم می رود »

باده گلگون گشته است و یار ! دل بی بال و پر
سر به دامانت گرفتم ، جان من را ، خود ببر
در دلم غوغا به پاکردی و جانم جان گرفت
ساربان را ره بدادی و بدان ، سامان گرفت
«ساربان آهسته ران کارام جانم می رود »
دل به دامان در هوایت درد ها را می برد


علی پاشائی

در کوی طلب بی عشق بدل راهی نبری

در کوی طلب بی عشق بدل راهی نبری
روی نیاز باشدت نه که از بی پناهی ببری
در محفل دلشدگان غیر نیکوان جایی نبود
جز این عبث است راه به چاهی نبری


عبدالمجید پرهیز کار