یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

وقت بیداری خاک است خبر می آید

وقت بیداری خاک است خبر می آید
گل به وجد آمده از خاک به در می آید

عاقبت دغدغه غربت ایام گذشت
موسم شبنم و آهنگ سحر می آید

چشم گل را نم شبنم نکند تر هرگز
که ز لبخند سحر، اشکِ گهر می‌آید

صبح، خورشید ز جام شفق افشان کرده
خونش اندر قدح لاله چو زر می‌آید

بر سر دار نمانَد سر عشاق مدام
باده نوشند ز تاکی که به بر می آید

چشم مستان ز خمار شب هجران وا شد
به صبوحی که تو گویی چو شکر می آید

دل ز غم بگسلد ار یاد رخش افتد باز
کز پس پرده غمش، همچو قمر می‌آید

شب هجران به سر آمد، سحر از راه رسید
دلبرم با رخ چون مَه ز سفر می‌آید

ماتیار آنکه شب اندر پی شب گریان بود
مژده ده کو سحر از شوق به پر می آید


رامین اسدی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد