یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

بر کنار چشمه ای خواهم نشست

بر کنار چشمه ای خواهم نشست
صورتی خواهم شست
از ویرانی خود ، تا آبادی تو
چاره ای خواهم جست
نغمه ای خواهم خواند
در شکایت از شرار دیده ات
از دلی سنگین و سخت
جا گرفته در کویر سینه ات
قطره ای خواهم شد
در تاریکی شب، در دل ابری سیاه
بارشی خواهم گرفت بر هرم گونه هایت
همچو اشک از دیدگان پر گناه
لحظه ای خواهم یافت
مانده در لابلای رویاها
دور از وسوسه های دل فریب
من و تو فارغ از این دنیاها
افسوس، آه افسوس این چشمه و آن عشق تو
هردو بیش از یک سرابی نیستند
شاید تقدیر من این باشد
تا ابد، با یک سرابی زیستن

امیر ابراهیم زاده

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد