یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

در قلمدان من آوازی نیست

در قلمدان من آوازی نیست
و اگر هست آوای غم است
شعر من شعر که نیست
سخن از تنهایی ست
کسی از حرف من خسته ی بیدل نبرد راه به دوست
هر چه شعله ست برافروخته از گرمی اوست
سخنی هست که باید ببرم تا بر دوست
که مرا شعله کند شعله ای بر دامن دوست


پرویزظاهری عبده وند

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد