| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
گاهی فقط بیخیال باش...
وقتی قادر به تغییر بعضی چیزها نیستی؛
روزت را برای عداب داشتن ها و افسوس
نداشتن ها خراب نکن!
دنیا همین است؛
همه بادهای آن موافق،
همه اتفاقات آن دلنشین،
عشق چه میخواهد از ما...
جز دو قلب که بتپد...
جز دو چشم که مسخ شود...
و عقلی که دوستت دارم را بفهمد...
"تا دیر نشده به خودتان بیایید"
نشسته اید و بهترین روزهای زندگیتان را سوگواری میکنید...
مدام خاطره ها را شخم میزنید
تا "دوستت دارمی" جا نیفتد از قلم...
شده اید یک مشت آدم انزوا طلبِ به طاعون دلتنگی دچار ...
حواستان به جوانیتان نیست
حواستان نیست به آرزوهایتان قول رسیدن دادید
سخت بود
طرد شدیم
اما تمام شد...
نگذارید این تمام شدن ها تمامتان کند...
نگذارید "پس جوانیم چه شد" بشود سوال دردناک روز های چهل سالگی...
تا دیر نشده به خودتان بیایید لطفا...
#یگانه_حقپرست
چیزی یادم نیست!
اما این خاک آشنا به نظر می رسد
شاید
گلی بودم روی مویت
یا
آهویی که از دستت فرار می کردم
یا
غار نشینی که تنها عکس تو را روی دیوار می کشد
اما
حتم دارم
همیشه عاشق چشمهای تو بودم
محمد صابر شریفی
می خواستم کنار تو باشم ولی نشد
پیکی به افتخار تو باشم ولی نشد
می خواستم به حکم دل خود ورق ورق
بازنده ی قمار تو باشم ولی نشد
می خواستم به واسطه ی اشکهای خویش
یک چشمه از بهار تو باشم ولی نشد
حاضر شدم به شکل دو دستت درآیم و
دائم در اختیار تو باشم ولی نشد
وقتی که خسته می شوم از شهر بی حدود
زندانی حصار تو باشم ولی نشد
باران مهر باشی و من چون کویر لوت
عمری در انتظار تو باشم ولی نشد
بعد از هزار و یک « نشد» از یاس خواستم
خیام روزگار تو باشم .. ولی نشد
"غلامرضا طریقی"

