یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

مرا عمـری به دنـبالت کشانـدی

مرا عمـری به دنـبالت کشانـدی
سرانجامم به خاکستـر نشانـدی

ربـودی دفتـر دل را و افسـوس
که سطری هم از این دفتـر نـخواندی

گرفتم عاقبت دل بر منـت سـوخت
پس از مرگـم سرشکی هم فشانـدی

گذشـت از من، ولـی آخـر نـگفتی
که بعد از من به امیـد که مانـدی؟

هر آنکس عاشق است از جان نترسد

هر آنکس عاشق است از جان نترسد
یقین از بند و از زندان نترسد

دل عاشق بود گرگ گرسنه

که گرگ از هی هی چوپان نترسد

مهربان باش

مهربان باش
چون هرکس را که می بینی ،
درگیر نبردی دشوار است ...

تو که نمیدانی

تو که نمیدانی
هر آدمی دلتنگی های مخصوصِ خودش را دارد
و تو پنهانی ترین دلتنگیِ منی ...!

[ امیر وجود ]

خانه های قدیمی را دوست دارم چونکه...

خانه های قدیمی را دوست دارم چونکه...
چایی همیشه دم بود
روی سماور
توی قوری.
در خانه همیشه باز بود

مهمانی ها دلیل و برهان نمی خواست.
غذاها ساده و خانگی بود
بویش نیازی به هود نداشت
عطرش تا هفت خانه می رفت
کسی نان خشکه نداشت
نان برکت سفره بود.

مهمانِ ناخوانده، آب خورشت را زیاد می کرد
بوی شب بو ها و خاک نم خورده حیاط غوغا میکرد
خبری از پرده های ضخیم و مجلسی نبود، نور خورشید سهمی از خانه های قدیم بود!
دلخوری ها مشاوره نمی خواست
دوستی ها حساب و کتاب نداشت
سلام ها اینقدر معنا نداشت!

گاهی دلیلِ حالِ خوبمان را

گاهی
دلیلِ حالِ خوبمان را
در نگاهِ کسی
در خاطره‌ای دوردست
جا گذاشته‌ایم
که دیگر به هیچ بهانه‌ای
روبراه نمیشویم...!

لیلا_مقربی