آن روزها غربت نبود
و غم
میان دو انگشت جای میگرفت...
| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
انسانها معمولاً
قدر لحظههای خوبشان را نمیدانند،
تا زمانی که آن لحظهها تبدیل به خاطره شوند...!
#گابریل گارسیا مارکز
عشق یک مرد را با حرفهایش نه، با رفتارش باید فهمید،
عشق یک زن را هم می توان...
چه می گویم من....
زن که عاشق نمی شود ، دیوانه می شود
علی_قاضی_نظام
همه ازمن می پرسند
چیست درتنگ دلت؟
من هم می پرسم
چیست درتنگ غروب؟
چیست درزردی پاییزوخزان؟
چیست درنفَس باد؟
دریک شب سرد
که فغان می کند
ازلای درچوبی کلبه ی تنهایی من
چیست دراشک روان؟
زیرتاریکیِ بی حدّزمان
بیدادولی
بیدادوفغان
کَس ندانست رازِدلِ مرغ شب
که چرامی نالد؟
کَس نزددرشب تاریکِ اشک آلود
بردرِکلبه ی تنهاییِ من
بیدادوفغان
بیدادوفغان
محمد کریمی
