یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

یک روز آرام✈

شمع در تاریکی عاشقانه تر میسوزد...

انسانها معمولاً

انسانها معمولاً
قدر لحظه‌های خوبشان را نمی‌دانند،
تا زمانی که آن لحظه‌ها تبدیل به خاطره شوند...!

#گابریل گارسیا مارکز

آن روزها غربت نبود

آن روزها غربت نبود
و غم
میان دو انگشت جای می‌گرفت‌...

هر جـا هستی

هر جـا هستی
تو هـر شرایطی
و بـا هر مشکـلی
فقط برای چند ثانیه
به مشکلاتت فکر نکن
و به زندگیت لـبخند بزن
خدا رو بابت همه چیزایی
که بهت داده شکر کن
و شاد بـاش...
نعمت های خداوندی را تک تک بشمار
و از خالقت قدردان و سپاسگزار باش.

‏تنهایی که در درون مان داشتیم

‏تنهایی که در درون مان داشتیم
آن قدر بزرگ شده است
که نمی دانیم دوست داشتن را انتظار می کشیم
یا انتظار کشیدن را دوست می داریم...

عشق

عشق یک مرد را با حرفهایش نه، با رفتارش باید فهمید،
عشق یک زن را هم می توان...
چه می گویم من....
زن که عاشق نمی شود ، دیوانه می شود
علی_قاضی_نظام

«باید چه‌جوری زندگی کرد؟»

به سن مشخصی که می‌رسید
تقریباً تمام سؤال‌هایی که ذهنتان را به خود مشغول می‌کند حول یک موضوع می‌گردد:
«باید چه‌جوری زندگی کرد؟»

چنان از خاطر برده‌ای مرا

چنان از خاطر برده‌ای
مرا
که انگار هیچگاه در روزگارت
نبوده ام.
.

همه ازمن می پرسند چیست درتنگ دلت؟

همه ازمن می پرسند
چیست درتنگ دلت؟
من هم می پرسم
چیست درتنگ غروب؟
چیست درزردی پاییزوخزان؟
چیست درنفَس باد؟
دریک شب سرد
که فغان می کند
ازلای درچوبی کلبه ی تنهایی من
چیست دراشک روان؟
زیرتاریکیِ بی حدّزمان
بیدادولی
بیدادوفغان
کَس ندانست رازِدلِ مرغ شب
که چرامی نالد؟

کَس نزددرشب تاریکِ اشک آلود
بردرِکلبه ی تنهاییِ من
بیدادوفغان
بیدادوفغان

محمد کریمی